

2009/3/16


دیروز نمیدونم چرا اونجوری بود٬ چیزهایی از بچگیم داشتم به یاد میآوردم که تا اون موقع یادم نیومده بود٬ چقدر زود گذشت٬ چقدر اون سالها٬ چقدر این سالها٬ چقدر امسال.
بهرحال توی کمتر از ۸۰ ساعت آینده سال تحویل میشه و سال ۸۸ که سال گاو هست میاد.
سال همگی خوش باشه٬ ششمین عیدی هست که تبریک میگم٬ خوش باشید٬ سالم باشید٬ سرزنده باشید.
پ.ن: خدایا٬ یا مقلب القلوب و الابصار. خدایا٬ یا مدبرالیل و النهار. خدایا٬ یا محول الحول و الاحوال. بهترین برنامه تُ برای همه مون اجرا کن٬ حول حالنا الی احسن الحال.
» نوشته شده در ساعت 20:30 توسط
علی
» لینک
|


2009/2/14


» نوشته شده در ساعت 20:20 توسط
علی
» لینک


2009/1/16


He sat facing her.
“I got fired today. They said I’m unstable.”
She sat there silently. He turned away, looking at slanting rain. His lips trembled.
“Nobody seems to care” he said.
Later dinner, her friend asked, “Anything wrong?”
Her fingers danced as she signed: “That – man – on – train. He – looked – upset.”
Mark Cohen
» نوشته شده در ساعت 18:39 توسط
علی
» لینک
|


2008/12/12


» نوشته شده در ساعت 11:1 توسط
علی
» لینک
|


2008/11/25



» نوشته شده در ساعت 21:8 توسط
علی
» لینک
|


2008/11/14


اومدم با شعر حافظ شروع کنم. فال گرفتم این اومد
راهیست راه عشق که هیچش استعاره نیست٬ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل بعشق دهی خوش دمی بود٬ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
مارا زمنع عقل مترسان و می بیار٬ کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که مارا که میکشد٬ جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
اورا به چشم پاک توان دید چون هلال٬ هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست
فرصت شمار طریقه رندی که این نشان٬ چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
پ.ن: از یاسی ممنونم ![]()
پ.ن: نزدیک ۳ ماه پیش اینجا ۵ ساله شد
» نوشته شده در ساعت 11:23 توسط
علی
» لینک
|