تبليغاتX
Loud Silence
شب یلدا

2003/12/21

سلام بر همگی.

بر قنوس

بر آرزو

بر تازه واردها و ...

امشب شب يلدا طولانی ترين شب سال و بهرتين و پاک ترين شب سال هست. همه‌ی مدم جشن ميگيرن. کنار هم جمع ميشن و پاکی هاشون رو با هم تقسيم ميکنن. شب يلدا.

من عاشق اين شب هستم.

پارسال درست همين موقع بود که فلشی به مناسبت شب يلدا از طرف نغمه گرفتم.

وای که چقدر حال کردم.

الآن توی هتل ۵ ستاره‌ی کرمون جشن يلدا هست

با حضور بازيگران سينما و ... که پوسترش رو اينجا ميبينين

چقدر دلم ميخواست ميتونستم که الآن آرزو و ققنوس رو توی هتل پارس با اون جشن ببينم.

فعلا من خداحافظ

شب يلدا مبارک

» نوشته شده در ساعت 19:35 توسط علی
» لینک


آدم فضایی

2003/12/20

سلام. خوبین؟

من الآن يزد هستم. مادر بزرگم که شهرش اينجاست و داداشم هم که اينجا داشنگاه ميره.

از مادربزرگم که تقريبا ۷۸ سالش هست ديروز يه چيزی شنيدم.

در مورد اين آدم‌های فضايی

ميگفتن که در حدود ۶۰ سال پيش يه شاگرد خيلی نترس داشتن که شبا ميرفته توی کوه تا صبح اونجا ميمونده و کار ميرکده.

ميگن که گرگ هم اونجا بوده.

مگن که يه شب اومدم پيش آقای مادربزرگم که اين يارو جنی شده.

رفتن پيش يارو و طرف گفته که آقا من ديدم يه چيزی شبيه بشقابهای رنگی رنگی از آسمون اومده. من رفتم يه جايی کمون کردم. من رو نديدن. ۲ تا آدم کوتوله اومدن و يه چيزهايی از روی زمين برداشتن و رفتن و منو نديدن.

حالا داشته باشين که اين يارو سواد نداشته. خيلی خرفته بوده. تلويزيون اون زمونها نبوده. همچين داستانهايی هم اونزمان گفته نميشده چون اگر گفته ميشد که به جنزده شدن معروف نميشد.

پس توی اين جيليون ستاره مطمئنا آدمهای فضايی وجود دارن...

من ميترسم

با من کاری ندارين

بای

» نوشته شده در ساعت 10:35 توسط علی
» لینک


Ronin

2003/12/18

سلام.

اين ياداشت فقط توی اين هفته بدردتون ميخوره و تا زامنی که تکرار سينما۱ رو نذاشتن

اين فيلم رو فکر کنم سال ۱۹۹۹ يا ۲۰۰۰ ديدمش. اونم روی کامپيوتر. اونی که من ديدم دوبله نشده بود. فيلم بسيار جالبی هست. رابرت دنيرو و يکی ديگه که اسمش رو هرچی زور ميزنم يادم نمياد توش بازی ميکنن.

اين فيلم معنی فارسی نداره و امشب پنجشنبه ساعت ۱۰ يا ۱۱ از شبکه‌ی ۱ از برنامه‌ی سينما ۱ پخش ميشه. به نظر من ضرر ميکنين اگر نگاش نکنين.

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 14:51 توسط علی
» لینک


سلام

2003/12/18

سلام. ايهالناس.

خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟

من مشون هستم.

الآن ساعت ۲.۲۰ دقيقه‌ی نيمه شبه. بالاخره. ميگم که شما ز اين بعد يادداشهای من رو اينجا ميخونين و در مورد کامپيوتر در وبلاگ ديگه به نام رفا و کامپيوتر ميخونين.

خوب اين يه نظره و هيچ کاريش نميشه کرد. شايد تا چندوقت ديگه هم يه سايت راه انداختم. خوب با اجازه‌ی بزرگترا

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 2:17 توسط علی
» لینک


من میخوام گریه کنم

2003/12/12

سلام. خوبين؟ من که عمرا  خوب نيستم. يعنی نبودم ولی حالا شدم. ديروز برای ققنوس يه کامنت دادم گفتم که من امروز يه بلاگ ضد انقلابی مينويسم ولی خشمم همش روی يه چيز ديگه متمرکز شد. ميدونين چی؟

ساعت ۶ بعداز ظهر کامپيوتر قاط زد و مجبور شدم ويندوز XP رو پاک کنم و درايوی رو که XP روش بود Format کنم. رفتم که ويندوز رو بريزم گفت که بايد درايو رو Format کنی. منم گفتم باشه. ولی از شانس بد ما CD ويندوز خط داشت و توی ۷۴٪ موند و مجبور به Restart شدم اونم وسط Format درايو. وای که خدا نصيب نکنه. هرکار ميکردم نه درست فرمت ميشد يا درست به مرحله‌ی کپی فايلهای اينستالی ويندوز نميرسيد. زنگ داداشم که توی تهرون هست اونم کی ساعت ۱۱ شب. داداشم گفت که اولين کاری که ميتونی بکنی اينه که بری توی Dos و اونجا دستور fdisk /mbd درايو رو اجرا کنی.  اگر کار نکرد بايد boot.ini رو تغيير بدی و اگر بازهم کار نکرد sys C رو اجرا کنی.

رفتم توی Dos دستور fdisk /mbd رو اجرا کردم بهم يه گير عجيب داده. رفتم شروع کردم به دستکاری توی boot.ini تقريبا نيم ساعت طول کشيد  تا تونستم ۹۸ رو به عنوان Default Item بهش بشناسونم و بهش بگم که تو نبايد ديگه Item انتخابی Setup Windows XP Professional رو نشون بدی. و ساعت ۱۱:۳۰ خوابيدم.

ساعت ۴:۴۵ دقيقه‌ی امروز صبح بيدار شدم رفتم توی ۹۸ گفتم که شروع کن به Setup XP. برای اين رفتم توی ۹۸ چون اگر بخوای فارسی باشه و حجم زيادی نگيره بايد از توی يه ويندوز شروع به اينستال بشه چون اونجا بهش ميفهمونی که من فارسی رو ميخوام ولی توی CD BOOT کلا زبانهای آسيای غربی رو نصب ميکنی. خلاصه رفتم يه سری بهم گير داده به هزار زور زاری زحمت رسيده به قسمت کپی فايلهای اينستال ويندوز. به ۲۴٪ که رسيده از بدشانسی من CD خط داره و نميتونه کپی کنه. الان ساعت ۵:۳۰ هست. ساعت ۵:۳۰ ميرم ميگيرم کپمو ميذارم. ساعت ۷:۰۰ بيدار ميشم. هوا اينقدر سرده که سگ از جاش بيرون نمياد. ولی از بدشانسی هوا ابری هست ولی برف هم نمياد. بالاخره. زنگ ميزنم به دوستم  ميگم CD Windows XP رو تا چند دقيقه ديگه ميام ميگيرم. ميام برم بيرون ميبينم خيلی سرده. پشيمون ميشم. بهش ميگم نميام. ساعت ۷:۳۰ زير سماور ۳ ليتری گازی رو روشن ميکنم. ولی تا ساعت ۸:۳۰ جوش نمياد. احتمالا آب توش يخ زده بوده چون درست ير پنجره‌ی حياط خلوت هست.

ساعت ۹:۳۰ ميگم يا بخت يا اقبال. ميرم CD رو با آب ميشورم چون CD Cleaner تموم شده بود. با آب ميشورمش. ميرم امتحان کنم ميبينم آخ جون. دار ۱۰۰٪ ميشه کپی فايلها. بالاخره. ساعت ۱۱ ويندوز کار نصبش به طور کامل تموم ميشه. فکر کنم تا ساعت ۱۲:۳۰ داشتم به تنظيمات دلخواه قبليم برش ميگردوندم و برنامه‌های نيازی رو نصب ميکردم.

وای که من اين روز رو چقدر زجر کشيدم. فکر کنم ۵ تا تار موی سفيد ديگه به موهام اضافه شد همين چند ساعت. تقريبا ۱۸ ساعت مسئله داشت. الان که دارم اين بلاگ رو به صورت آفلاين مينويسم بابا مامان محترم دارن با مادربزرگم توی يزد صحبت ميکنم. داداشم هم که توی دانشگاه يزد قبول شده الآن پيش مادربزرگم زندگی ميکنه. اونجوری که مادربزرگم ميگه اونخونه تقريبا ۸۰ ساله ساخته شده. ديشب آب حوض توی حياط يخ زده بوده. اونجوری که از حرف‌هاشون برمياد داداشم رفته کافی‌نت و هنوز برنگشته و مادربزرگم نگران شده. بايد Online شم و بهش بگم که بره خونه تا کتک نخورده.

فعلا من خداحافظ.

» نوشته شده در ساعت 14:37 توسط علی
» لینک


من واکسن میزنم شما چطور؟

2003/12/9

سلام.

خوبين. من ميخوام امروز يکم خوشال بازی اينجا دربيارم.

من واکسن زدم.. مسخره بود نه؟ سرنگش دست مثل سرنگ تزريق انسولين ريز و باريک بود. خيلی خوب بود.

حالا بيخيال اون شيم.

چقدر کامپيوتر ارزون شده خداوکيلی. زمانی که داداشم خودش اينجا شرکت داشت (۳ سال پيش) يه کامپيوتر Pentium III قيمتش ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار اتئمن بود. ولی الآن يه کامپيوترمامان. با اند کلاس و بدرد بخور ميشه ۵۰۰ تومنبا مانيتور. با يه مانيتور LCD قيمتش هست ۸۰۰ تومن. بابا خيلی ارزون شده. اين که نميشه.

منم ميخوام.

راستی اين فلش رو هم ببينين

راستی طرح جديد بالای هر بلاگ چطوره؟ فلشش از خودمه. کلی زور زدم تا با پرشين بلاگ همخوانش کردم

خوب بازم به تسليت من رو داشته باشين ققنوس و آرزو.

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 6:13 توسط علی
» لینک


من دوروز یبار میام

2003/12/7

سلام. خوبين؟

من از اين به بعد بخاطر اينکه طی يک سری تحولات عضيم الجثه متحول شدم از اين به بعد برای کنکور ۸۵ برنامه ريزی کردم و از اين به بعد شنبه و دو شنبه و چهارشنبه و شنبه ... ميام.

خوبين؟

من حالم گرفته شد امروز. ققنوس دوتا از دوستاش خودکی کردن. ولی هی پسره‌ی ديوونه بهت ميگم که اين از عوارض هون آ.س.دی و همون اکسی هست که ميگی. ميدونی شايد اون ديوونه ای که خودکشی کرده بخاطر آسيبهايی که بخودش زد رفته خوکشی کرده

اکس = ۶۰٪ از حافظه و عقيم شدن

آ.س.دی و مواد مخدر ديگر= عقيم شدن و کودکان ناقصالخلقه
ميدونی. آدم بايد يه مدت يه نفر رو کنار خودش داشته باشه که باهاش حرف بزنه. اگر من تهرون بودم به جفتتون کمک ميکردم. ولی من از اين دور فقط ميتونم يک سری جک بيمعنی بنويسم.

خدايا از خوهاش دارم يه همه‌شون کمک کن.

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 6:32 توسط علی
» لینک


یا من آدم نیستم یا بقیه

2003/12/5

يا من آدم نيستم يا بقيه که احتمال زياد من آدم نيستم. من يه موجود اونور دب اکبر هستم.

آخه همه ميگن وقتی زير بارون راه رفتن سرما خوردن يا من سرما ميخورم. آخه من زا اين سرحال تر مگه ميشم؟

آخه شما بگين. من طوريمه؟ من به اين سرسلامتی.

راستی من نميدونم اين آرزو کی رو از دست داده. شما ميدونين؟

برای من نوشته بود که تنهايی خوبه چون کسی آدم رو اذيت نميکنه. من اينو خوب ميدونم ولينه اينکه آدم ۱۴ سال از عمرش رو باحداقل ۵ تا بزرگتر زندگی کنه. بخاطر اين من ۳ تا دوست توی مدرسه دارم که از دوستای همکلاسی خودم باهام صميمی ترن و باهاشون رفت و امد خانوادگی پيدا کرديم کم‌کم. اون ۳ تا موجود که يه سال از من بزرگترن و من بايد برای ديدنشون برم توی کلاس سال ۳ از بهترين رفقای منن و بيشتر ماجراهای من با اونا درست ميشه.

خوب با من کاری ندارين

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 7:3 توسط علی
» لینک


بارون

2003/12/3

سلام

خوبين؟

يازم من با اين هيکل گند اومدم اينجا و اعصاب همه‌تون رو دارم خورد ميکنم.

ميدونين من ديروز ۲۰ دقيقه‌ی تمام زير بارونا راه رفتم ولی برای اين ندويدم که کفشای اسپرت بنده اصلا با فرمت زمين‌ّهای خيس سازگار نيست و ممکن هست که من وسط هوا معلق بشم.

من عاشق اينم که توی براون راه بم و اگر کفشام گذاشت بدوم. ولی امروز صبح ديگه هيچ ابری توی آسمون نيست. گريه کنم؟ چيکار کنم؟

راستی ميخواستم يه چيزی بگم که يادم رفته بود.

شما ويدئو کلیپ Linkin Park - From The Inside r رو ديدين؟

من دانلودش کردم. درسته که حجمش ۳۰ مگا بايت هست ولی من اصلا ناراضی از دانلودش نيستم

توی وبلاگ متالورد قسمت ويدئو سلکشن هستش.

برين دانلودش کنين

فعلا تا بعد

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 6:21 توسط علی
» لینک


بزام این تنهایی لعنتی

2003/12/2

سلام. بازم اين درد تنهايی لعنتی اومد سراغم. درست توی بارون.

الآن داره بارون مياد و داداشم تقريبا ۳۵ دقيقه‌ی پيش راه افتاد که بره. بازم اين درد لعنتی تنهايی ولکن من نيست.

ميدونين. من خيلی دوست ندارم تنها باشم. دوست دارم هميشه بين يه جمع باشم. به خاطر همين از عروسی ها خيلی خوشم مياد چون از چندين رده‌ی سنی آدمهای باحالش ميان دور ميزما.

من در کل عادت دارم که با بزرگتراز خودم رابطه‌ی صميمانه‌ای ايجاد کنم.

بگذريم. مچکر از شراره که اومد سراغ وبلاگ مفت گرون من. بعدش منظورم از گورکن کسی هست که قبر رو مکنه. اون موش بيچاره چی ميفهمه؟ حالا نبين توی فيلمها عينکی هست.

بعدشم اومدم برای ققنوس يه چيزی ته کامنت بنويسم اشتباهی نظر فرستاده شد ديگه هم نتونستم نظر بدم.

من از امتحان فيزيک بدم مياد

يه چيز ديگه هم در مورد تکنولوژی بگم بعدش برم.

داداشم توی تهرون يه نوار کاست ديده که قابليت ضبط و پخش ۱۷ ساعت رو داره

پرسيدم چطوری. چون با واکمن عادی هم ميشه گوش دادش و با ضبط معمولی هم ميشه ضبطش کرد.

خيلی راحت. يه کيت داره توش يه نوار مغناطيسی پر کيفيت يه باتری و يه سوئيچ. سوئيچش برای اينه که بگی پخش کنه يا ضبط. باتريش برای برقشه. نوار مغناطيسی کوتاه با کيفيت هم برای اينه که از روی کيت که توش MP3 ذخره ميشه هر دفعه که نوار از جلوش رد ميشه قسمت جديد رو روش ضبط کنه. يعنی چه. يعنی از روی کيت ميخونه. روی نوار کوتاه ضبط ميکنه و برای ضبط برعکسش ميکنه. جالب بود نه؟ قيمتش هم زياد بالا نيست.

خوب با من کاری ندارين؟

من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 7:2 توسط علی
» لینک