تبليغاتX
Loud Silence
من شیطنت خونم زده بالا

2004/4/18

سلام. ميگن چرا Update نميکنی. اخه ميدونين چيه؟

من توی ترک بودم (از اين معتاد عملی ها در نظر بيارين کارت اينترنت تزريق ميکنن) من ديدم زياد به اينترنت معتاد شدم گفتم يکم برم توی ترک. روز چهارم ديدم از درد ميميرم. هی ميذفتم کانکت شم موقع زدن دکمه‌ی Dial پشيمون ميشدم

ولی کلی حال داد. آدم يه روی ديگه‌ی دنيا رو ميبينه. ميدونين من زياد بين مردم نميرفتم. ولی اين چند روز خيلی بيشتر بين مردم رفتم. مردم رو ديدم. مغازه‌ها رو سرزدم. کلی حال کردم. تقريبا ۳۰ دقيقه توی يه سی دی فروشی آشنا نشستم و علاقه مند شدم به کار آزاد. ميدونين يارو مغازه‌ی خيلی شلوغی ولی بزرگی داره. آدم ميره مردم رو ميبينه که بال هم حرف ميزنن. حرفاشون رو ميشنوه و کلا خيلی حال ميده

تازه ممکنه کم به خيابون گردی هم روی بيارم. آخه ميدونين آدمی مثل من لذت ميبره که مردم رو ببينه.

داداشم يه دوستی داره که خيلی شر تشريف داره. علاقه‌ی زيادی به شيطنت داره. داداشم زياد خوشش نمياد ولی من خيلی خوشم مياد. مثلا طرف با پای مو برداشته ميره فوتبال.

من هم تصميم گرفتم ديگه به حرف ديگرون گوش ندم و نترسم. از ديوار صاف ميخوام بالا برم. ميدونين من تاحالا اگر از اين کارا نميکردم به اين دليل بود که ميترسيدم . به حرف بقيه زياد گوش ميدادم. ولی الآن ميخوام از ديوار صاف بالا برم. بنابراين اگر من مردم نگين چرا

پس ميرم اگر نتونستم دوباره بنويسم ديدار به قيامت

» نوشته شده در ساعت 15:56 توسط علی
» لینک


2004/4/15

سلام. خوبين؟

چندشب پيش يه خوابی ديدم که وقتی برای دوتا از دوستام تعريف کردم گفتن خالی ميبندی بنابراين به هيچکس ديگه نگفتم. ولی برام مهم نيست ديگه. بايد خودم رو به يه نفر بگم.

ديشب خواب ديدم که وسط زمين و هوا جايی که هيچ چيز نزديک نيست. سفيدی مطلق. جايی که پام به زمين نبود. وسط هوا شناور ولی ثابت بودم. خودم رو ديدم که از فاصله‌ی تقريبا ۵ کيلومتری دارم به خودم نزديک ميشم.

يه لحظه تمام قواعد دنيا شکست. من هيچ محدوديت زمان و مکان نداشتم. لحظه‌ی بعد کنار خودم بودم. من دوم نگاه کرد به من و به زبون انگليسی اين جمله رو گفت

The worst part of you is me. The worst part of me is you. We R WORST

وقتی اين جمله رو گفت به سرعت که داشت منو آب ميکرد به طرف يک سياهی رفتم و وقتی هب سياهی رسيدم ديدم زمين جلوی روی من هست. و بيدار شدم.

ميدونم که اين جملات مشتق از آهنگ لينکين پارک هستن ولی اون موقع من اين آهنگ رو با متنش نداشتم.

نميدونم. شايد واقعا کار روح باشه. ولی خالی بندی نيست. ميدونم الآن ۹۹/۹۹٪ ميگين خالی خفن بستی ولی به کی بگم نه؟

در کل دارم کم کم خالی ميشم

چه کنم؟

» نوشته شده در ساعت 1:5 توسط علی
» لینک


2004/4/13

سلام بر عزيزان و گراميان. خوبين شما؟

يه نفر سوال کرده بود که معلم زن يا مرد. حالا من ضايعش نميکنم ولی آخه دوم دبيرستان شما مگه ميتونی معلم زن بياری سر کلاس؟

درسته مقاطع پايين تر ok

ولی بابا. اِ. اين حرفا از شما بعيده.

در کل. نه‌خير. ايشون مرد هستن بدبخت هم يه گر بدی افتادی توی کارش. وگر نه الآن به ما بهترون درس ميداد.

خوب همين. کاری؟

بای

» نوشته شده در ساعت 7:52 توسط علی
» لینک


آب قند: چقدر تکنولوژیک

2004/4/11

سلام. خو.بين؟ منم بد نيستم.

معلممون داشت از چند روز بعد از زلزله‌ی بم که اونجا بود حرف ميزد. ميگفت خانم يکی از دوستاش حالش بد ميشه. ميرن پيش يه تيم که از ژاپن اومده بودن. اونجا يه بسته ۱۰تايی از يه قرص جوشان بهشون ميدن. يکی از اين قرصها رو ميندازن توی آب ميدن به زنه در ۵ دقيقه حالش کامل خوب بوده. معلم ما هم مياد و يکی از اين قرص‌ها رو خودش محض امتحان ميخوره. ميگفت که انگاه توی بازوهام انرژی حمل ميشد. ميگفت که کامل انرژی رو حس ميکردم. حالا ما ايرانيا ميايم آب قند درست ميکنيم در اينجور مواقع طرف رو بايد ۱ ساعت بخوابونيم تا حالش جا بياد. چقدر تکنولوژزيک

يه بار هم گفت که يه قرص که توی بم به عنوان يه مکمل غذايی از طرف آمريکا داده بودن خورده. ميگفت که شکمش جا داشته برای اينکه بخوره ولی ميل به خوردن نداشته. حالا ما ايرانيا ميايم ۳ پرس چلوکباب با ۷ تا کباب اضافه ميخوريم بعدش خواب تا فردا صبح بعدشم يه هيکل مثل تنه درخت ولی همه‌ش چربی. من خودم يکی رو توی فرانسه ميشناسم که غذای بسيار کم و يه دونه از اين قرصها. خودشون رو لاغر ميکنن.

واقعا که ما چقدر تکنولوژيک عمل ميکنيم

» نوشته شده در ساعت 0:10 توسط علی
» لینک


چرا؟

2004/4/10

سلام.

اين نامردی هست. همه دارن ميکشن کنار. چه يه هفته چه يک سال. چه هميشه. از جر همه‌تون هم که شده تا آخرش ادامه ميدم.

تا اونجا که دستم بتونه بنويسه. تا اونجا که دسترسی به اينترنت داشته باشم. تا اونجا که متيونم و هستم مينويسم. تا آخرش.

چاره‌ای ندارم که باشم. وگر نه توی خودم جمع ميشم و آخرش يه انفجار بزرگ که هرکاری ممکنه بکنم. فکر کردين فقط يه نفر و دونفر مشکل دارن.فکر کردين که فقط خودتون دپرسين. همه‌ی ما جوونای اين زمونه به يه دليل روشن اينجوری شديم. آرزو هم ترک وبلاگش کرد. رفته يه‌جا ديگه مينويسه.

ولی اگر شده بميرم. آدرسش رو پيدا ميکنم. از کسانی که منو از نزديک ميشناسن بپرسين. چيزی که بی‌افتم دنبالش تا به دستش نيارم ول نميکنم.

فعلا

» نوشته شده در ساعت 16:10 توسط علی
» لینک


2004/4/7

 مريم پرسيده بود که تفت کجاست.

ميدونين تفت يه جايی سهت ۲۵ کيلومتر از يزد رد بشين ميرسين بهش و ورودی جاده‌ش وقتی ميخواين از طرف کرمان برين تهران نوشته مستقيم تهران. بغل تفت

جای جالبی هست و نيست و بيشترش و هم نيست

راستی ۲ هزار تومنی های جديد رو ديدين. چی خمينی زشتی رو گذاشتن روش. باز هزاری خوب بود. اين انگاری کاريکاتور هست. تازه تقلبی‌ش هم توی بازار اومده. به همين دليل من رفتم خودکار ماورا بنفش خريدم. به دردم خورد. تازه ميشه باهاش کارت شناسايي. گواهينامه. شناسنامه و ... رو هم از نظر اصل يا فرع بودن تشخيص داد. من اينجا ۴۵۰ تومن خريدم ولی همينجا يه نفر ديگه ۷۰۰ تومن ميفروخت

» نوشته شده در ساعت 17:2 توسط علی
» لینک


دوهزار تومانی

2004/4/7

مريم پرسيده بود که تفت کجاست.

ميدونين تفت يه جايی سهت ۲۵ کيلومتر از يزد رد بشين ميرسين بهش و ورودی جاده‌ش وقتی ميخواين از طرف کرمان برين تهران نوشته مستقيم تهران. بغل تفت

جای جالبی هست و نيست و بيشترش و هم نيست

راستی ۲ هزار تومنی های جديد رو ديدين. چی خمينی زشتی رو گذاشتن روش. باز هزاری خوب بود. اين انگاری کاريکاتور هست. تازه تقلبی‌ش هم توی بازار اومده. به همين دليل من رفتم خودکار ماورا بنفش خريدم. به دردم خورد. تازه ميشه باهاش کارت شناسايي. گواهينامه. شناسنامه و ... رو هم از نظر اصل يا فرع بودن تشخيص داد. من اينجا ۴۵۰ تومن خريدم ولی همينجا يه نفر ديگه ۷۰۰ تومن ميفروخت

» نوشته شده در ساعت 16:44 توسط علی
» لینک


2004/4/6

سلام. خوبين؟

آرزو گفته بود چرا Update نميکنی؟ چشم اينم Update. آخه من داشتم يه نيمچه برنامه با فلش مينوشتم. اين نيمچه برنامه که فعلا Version 1.0 اون رو بيرون دادم اين کاره هست که شکلکهای Y! messenger که پرشين بلاگ نداره و شکلکهای Blogsky رو داره. وقتی روشون کليک کنين آدرس عکس مياد. اونوقت ميتونين آدرس عکسرو در قسمت Insert Image بذارين. يه کف مرتب برای خودم

چون فعلا Version 1.0 هست اينجوريه. تا چند وقت ديگه بهترش رو بهتون ميدم.

برای دانلودش بايد روی لينک پايين Right Click کنين و Save Target as رو کليک کنين.

http://emoticons.coms.nu/dl/emoticons.swf

فعلا با من خداحافظ

» نوشته شده در ساعت 7:47 توسط علی
» لینک


سیسات بی پدرومادر

2004/4/4

سلام. خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟

اين وبلاگ رو چند روز نتونستم Update کنم چون اصلا کرمان نبودم. ساعت ۶.۳۰ دقيقه ميگن برين بشينين توی ماشين بريم تفت. من آخه بايد چيکار کنم؟

چند وقت پيش توی مجله‌ی چلچراغ يه چيزی خوندم. يه دانشجو از استادش میپرسه استاد از سياست بی پدر و مادر چه خبر استاد هم ميگه نظر من عوض شده. سياست بسيار با پدر و مادر است. اين پرنس چارلز يه کاره که بلند نميشه بايد ایران. ميشه؟

منم همين رو ميگم. تا انگليس داره با ما فرمون ميده اينها اينجا هستن. ميدونين. روی راديو‌هايی که از طرف انگليس پخش ميشن هيچ پارازيتی نيست.يعنی اينکه انگليس خط ميده و هر اخباری رو که انگليس بخواد پخش ميشه. ولی اين سياست با پدر و مادر نميذاره که راديو فردا و بقيه راديهوها اخبارشون درست پخش بشه. اينها موجوداتی هستند غريب. بزرگترامون ميگن که قبل از انقلاب BBC ميگفت انقلاب خوبه. برين انقلا ب کنين. خمينی خوبه. جالا هم ميگه خمينی اه اه اه اه برين شورش کنين. اين ها واقعا خيلی نامردن.

همين. کاری با من ندارين؟

بای

» نوشته شده در ساعت 8:5 توسط علی
» لینک


17

2004/4/1

سلام. اين دومين بلاگ امروزم هست.

ميدونين. داشتم به يه چيزی فکر ميکردم

اولين روزی که رفتم مدرسه. آخرين روز سال پنجم دبستان. اولين روز راهنمايی. وقتی که ۱۵ سالم تموم شد.

وقتی که وارد ۱۶ سال شدم. و حالا

حالا که ۱۶ سالم تموم شد و وارد ۱۷ سال شدم. از الآن به من ميگن ۱۷ ساله

۱۲ سال از اين ۱۷ سال رو يادمه. مدرسه رفتنم رو

چقدر زود گذشت

وقتی عدد ۱۷ رو از پايين يا بالا بهش نگاه ميکنی به نظرت کوچيک مياد ولی وقتی بهش ميرسی ميبينی. ا

۱۷ سالت شده. ديگه بچه نيستی

علاقياتت. رفتارت. همه چيز تفاوت پيدا کرده. دوستات. همه چيز. از نظر تو

» نوشته شده در ساعت 13:40 توسط علی
» لینک |