

2005/3/14


دارم دق ميکنم.
ديروز رفتم سلمونی گفتم آقا اين موها رو يکم اين بقلش رو با اين پشتش کوتاه کن تا بچه پشت مو نشيم.
زد از اساس موهام رو کوتاه کرد. حيف اون موها نبود؟؟
احساس سرخلوتيان بودن ميکنم.
تازه ميپرسه: کوتاه بلنديش خوبه؟؟ ميخواستم بگم مرتيکه اگر بگم کوتاهه ميتونی برگشت کنی يا نميدونم اين موهام رو بچسبونی سر جاش که همچين حرفی ميزنی.
کاملا داغون شدم.
يه همکلاس دارم ترکه. مياد سر کلاس جکهای ترکی ميگه:
۱. يه روز يه کره خر از باباش پرسيد: بابا چرا ما هروقت راه ميريم بايد سرمون رو بندازيم پايين. باباهه ميگه: مگه ترکا برامکون آبرو گذاشتن؟؟
۲. يه دستگاهی اختراع ميشه که اگر موجودی رو ببرن پاش ميگه چند درصد خريت داره. يه خر رو ميبرن پاش مينويسه ۱۰۰٪ خر. يه ترک رو ميبرن پاش مينويسه صد رحمت به خر. )اين رو قبلا شنيده بودم(
۳. به يه ترکه ميرن دانشگاه ميري؟؟ ميگه: اگر بار بخوره همه جا ميريم. دانشگاه، انقلاب، آزادی
» نوشته شده در ساعت 6:28 توسط
علی
» لینک


2005/3/11


من دوباره اومدم
سال نوتون مبارک. البته هنوز نرسیده ولی مبارک باشه.
از دبیرمون پرسیدم سال چیه گفت سال آخوند. نمیدونم چرا به خروس بی احترامی کرد
ما دیگه از دیروز مدرسه نرفیتم. اینقزه حال میده که نمیدونین.
بگذریم.
یه نفر بیاد با من چت کنه. دارم دق میکنم. خیلی وقته چت نکردم.
یه چندتا فیلم هست که آدم اگر فقط یه بار نگاه کنه از دستشون داده یکیشون Spy Game هست. با بازی brad pit و robert redford
فکر کنم حدس زده باشین که این حرفا روی دلم همچین گیر کرده بودن
یه سوالی از اونایی که فلش کار هستن. آیا کسی هست که با تنظیم Timezone ایران وقتی TimeZoneoffset رو میگیره بهش بجای 210 عدد 270 رو بده؟؟
این مشکلم شده. لطفا کمکمک کنین
راستی يه شعر و يه جمله هست که الآن عشقم ميکش بذارم اينجا
ما روشنی اش را در سراسر آسما ميپراکند و لکههای سياهش را برای خود نگه ميدارد!
اون جمله هم اينه: گاهی راه اونقدر روشنه که ديده نميشه
» نوشته شده در ساعت 7:37 توسط
علی
» لینک


2005/3/6


از امروز تا يه چند روزی نيستم. به دلايلی
فکر کنم که قبل از سال نو دوباره بيام ولی سال نورو از الآ» بهتون تبريک ميگم.
راستی. هر کس ميدونه سال ۸۴ سال چيه بگه
اميدوارم خوش و خرم باشين. هرکجا که هستين
» نوشته شده در ساعت 6:15 توسط
علی
» لینک


2005/3/3


هویدا رو وقتی داشتن محاکمه میکردن ازش پرسیدن که هنرت توی این دوره که روی کار بودی چی بوده؟؟ گفته بود که وقتی من اومدم یه قوطی کبریت 1 قرون بود بعد از 13 سال هم 1 قرون بود.
حالا اگر از هاشمی بپرسن تو چیکار کردی چی میگه؟؟ من یه دفتر یادداشت از مامانم گیرم افتاده که اینجا مینویسم، خودتون بفهمین جواب هاشمی چی خواهد بود.
از اینجا به بعد هر چی مینویسم توی اون دفتر بوده فقط توی پرانتزی ها رو من نوشتم و بعضی جاها هم چون اضافه بودن ... گذاشتم و بجای اسامی چون ملت شاید دوست نداشته باشن اسموشن بیاد ... گذاشتم: من که این قیمتا توی کَتم نمیرن:
از اول بهمن خرج خورد و خوراک دست من بود:
پنجشنبه اول بهمن 71 (من 4 سالم بوده)
جمعه 200 تومان که برداشتم
50 تومان صدقه(50 تومن خیلی بوده ها)
95 تومان تخم مرغ
32 تومان شلغم
30 تومان نان
130 تومان شیر
شنبه 3 بهمن 71
گوجه و خیار و شلغم 150 تومان
ماکارونی و سویا و بیسکوئیت 120 تومان
هویج 50 تومان
یک شنبه 14 بهمن 71
مجله بافتنی 125 تومان
بلیط 30 تومان
بیسکوئیت 50 تومان
کیک 150 تومان
...(پسر ارشد خانواده) شیر و نان گرفت 120 تومان
دوشنبه 5 بهمن 71
سبزی 50 تومان
سه شنبه 6 بهمن 71
به مدرسه دادم 100 تومان
دادم ... (پدر خانواده) شیرو کره خرید 270 تومان
سویا و نبات و آدامس خریدم 150 تومان
چهارشنبه 7 بهمن
کاموا برای شلوار علی(خودم) 270 تومان
تخم مرغ 300 تومان(1 شانه تخم مرغ)
میوه 90 تومان
رنگ مو 210 تومان(الا« دقیقا 2100 تومان)
پنجشنبه 8 بهمن
کاموا و میل بافتنی 1000 تومان
نان 24 تومان
دادم ... (فرزند ارشد خانواده) جهت سس و خیار شور و نخود سبز و شیر و غیره 400 تومان
...
شنبه 10 بهمن
شیرینی لطیفه 220 تومان
کاموا 150 تومان
آب لیمو 100 تومان(خودم پریروز خریدم 1300 تومن)
یک شنبه 11 بهمن
چغندر 10 تومان
مرغ 350 تومان (الان فکر کنم کیلویی 3500 باشه)
دادم قصاب 10 تومان (الآن 10 اتومن رو به گدا بدی پرت میکنه تو صورتت)
دوشنبه 12 بهمن
شیر 150 تومان
جهت خرید کاموا 240 تومان
دادم رضا لیمو و کلمپه خرید 200 تومان (اگر کسی نمیدونه کلمپه چیه یه ندا بده بنویسم)
...
پنج شنبه
روغن مایع 200 تومان
سیب زمینی و تن ماهی 300 تومان (الآن تن ماهی به تنهایی 700 یا 800 تومن هست)
260 تومان خرید کردم و 40 تومان بیش خودم ماند
دادم ... بابت خرید خیار و نان قندی 200 تومان
200 تومان دادم ... شیرینی بخرد
کره 120 تومان
خودکار و جوهر 200 تومان
جمعه
50 تومان خیار
100 تومان سیب درختی
نان خریدم 12 تومان
...
یکشنبه
600 تومان نان و تخم مرغ و سوسیس و خیارشور
دوشنبه
دادم ... گذاشت روی پول تلفن (50 تومان روی قبض تلفن رو الآن خود مخابرات میبخشه)
آرایشگاه 200 تومان (الآن آرایشگاه با 200 تومان قیچی رو تکون نمیده)
سه شنبه
گوشت 450 تومان (الآن کیلویی 4500)
موز 130 تومان
جوراب 200 تومان
چهارشنبه
ملافه خریدم 1060 تومان
....................(تا اینکه میرسیم به خرید عید)
مقنعه برای ...(فرزند دوم) 300 تومان
سویا و ماکارونی 180 تومان
سفره 80 تومان
کفش و دمپایی 95 تومان
کفش علی و ...(فرزند سوم) 1500 تومان(جمعا)
شلوار ... 1100 تومان
رفتم بازار تخم کدو و ... خریدم 150 تومان
نخود کشمش 330 تومان
...
1800 تومان کفش ...(فرزند اول)
تنگ آب 100 تومان
100 تومان تخم مرغ
لباسهای زیرو جوراب 630 تومان
از همه مهم تر خرجهای سال 66 رو داشته باشین (یه سال قبل از تولد من)
اینها رو بابام نوشته
هزینه هایی که در اسفند 66 پرداختم:
دستمزد دوخت کت و شلوار خودم (دو دست) 2300 تومان
هزینه نقاشی در و پنجره ی مهمان خانه و درب ورودی هال و اتاقها 3500 تومان
کفش ...(فرزند اول) و پیراهن ...(فرزند اول) و ... 1400 تومان
دستمزد دوخت پیراهن ...(فرزند دوم) 700 تومان
میوه جهت عید خریدم 450 تومان
تغییر سوپاپ ماشین 2150 تومان(اونایی که به ماشین علاقه دارن میدونن که تغییر سوپاپ چقدر گرونه)
------------------------------------------------------
حالا از خلاقیت خودتون استفاده کنین و بگین که جواب هاشمی چی خواهد بود
از همه تشکر میکنم باز هم. راستی DJ Aligator چقدر آهنگای باحالی داره
یه چند روزی هم هست که مدام داره بارون میاد که یه دو سه جا هم هست که سیل راه افتاده. خیلی بارونش حال میده.
» نوشته شده در ساعت 5:44 توسط
علی
» لینک


2005/2/27


سلام. دیروز یکی از بچه ها یه جکی برام تعریف کرد اینقدر باحال بود که نمیدونین:
یه روز یه پسره داشته توی دانشگاه راه میرفته یه دختره از کنارش رد میش بهش میگه بنفش. پسره همینجوری تو کف میمونه. بنفش؟؟ یعنی چی بنفش؟؟ میره از یکی از دوستاش میپرسه بنفش یعنی چی؟؟ دوستش میگه والا نمیدونم برو از استاد بپرس. میره از استادشون بپرسه. میره تو میگه ببخشید استاد. میتونم ازتون یه سوالی بکنم. استاد: بفرما. ببخشید. بنفش یعنی چی؟؟ استاد عسبانی میشه. شروع میکنه داد زدن. مرتیکه مگه تو عقل و شعور نداری. مگه فهم نداری. این چه حرفیه میزنی. برو پیش مدیریت. میره پیش مدیریت میپرسن چیکار کردی اینقدر استاد از دستت عصبانی شده؟؟ میگه هیچی فقط پرسیدم بنفش یعنی چی؟؟ طرف عصبانی میشه میگه برو حراست. میره حراست. میگه چیکار کردی اینقدر از دستت عصبانی شدن. هم استاد هم مدیریت. میگه پرسیدم بنفش یعنی چی. طرف میگه مرتیکه مگه تو عقل نداری. این چه حرفیه میزنی و اینا اخراجش میکنن میفرستنش دادگاه. قاشی میپرسه مگه تو چیکار کردی اینجا فرستادنت. میگه پرسیدم بنفش یعنی چی. قاضی عصبانی میشه مگه تو عقل نداری. به قاضی توهین میکنی. میفرستنش 4 سال زندان. توی زندان یه نفر از هم سلولیهاش میپرسه چیکار کردی فرستادنت اینجا میگه از استادمون پرسیدم بنفش یعنی چی. میگه احمق بیشعور .... این چه حرفیه تو زدی. میره پیش زئیس زندان و سلول انفرادی. بعد از 4 سال از زندان میاد بیرون و دختره رو توی خیابون میبینه. میگه این بنفش چی بود تو به ما گفتی. مارو اینجوری ذلیل کردی. میگهع مگه تو نمیدونی بنفش یعنی چی؟؟ میگه نه. دختره میگه پس بیا بریم اونور خیابون بعدش بهت میگم. میان از خیابون رد بشن یه ماشین میزنه دختره رو میکشه. نه پسره میفهمه بنفش چی بود، نه ما.
فقط میدونم بعد از اینکه این رو تعریف کرد میخواستم لهش کنم. نه من بلکه تمامی کسانی که دورو برش بودیم.
یه شعر براتون مینویسم. وصف حال من و بیشتر از همسن و سالها:
تو این زمونه
کی درس میخونه
کتاب چیه، کلاس چیه، دبیر کدومه
ما درس نخوندیم، مخ افتاد از کار
خندیدیم و ترکیدیم از اذیت و آزار
کتاب تو کیفا پیدا نمیشه
فقط CD فقط نوار پس درس چی میشه
همه ش تقلب، همه ش سینما
فرار میکردیم از کلاس منو بچه ها
حالا وای وای وای وای وای وای
حالا وای وای وای وای وای وای
یه آفلاین به دستم رسیده که میگه:
فرانسویا میگن: "عشق فراموش کردن خود در وجود کسی ست که همیشه و در همه حال ما رو به یاد داره"
اسپانیایی ها میگن: "عشق ساکته اما اگر حرف بزنه از هر صدایی بلند تره"
ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی فرس از دست دادن تو"
ایرانی ها هم میگن: " عشق سوئ تفاهمی هست که منجر به ازدواج میشه"
یه آفلاین دیگه هم هست که میگه:
1- ارزش يك خواهر را، از كسي بپرس كه آن را ندارد. 2-ارزش ده سال را، از زوج هائي بپرس كه تازه از هم جدا شده اند. 3-ارزش چهار سال را، از يك فارغ التحصيل دانشگاه بپرس. 4-ارزش يك سال را، از دانش آموزي بپرس كه در امتحان نهائي مردود شده است. 5- ارزش يك ماه را، از مادري بپرس كه كودك نارس به دنيا آورده است. 6- ارزش يك هفته را، از ويراستار يك مجله هفتگي بپرس. 7- ارزش يك ساعت را، عاشقاني بپرس كه در انتظار زمان قرار ملاقات هستند. 8-ارزش يك دقيقه را، از كسي بپرس كه به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است
از این آفلاین ها زیاد به دستم میرسه.
راستی چند روزی هست که داره خفن بارون میاد. مثل امروز صبح ساعت 4:30 که اونقدر بارون تندی میومد که نگو و نپرس. دیروز هم تقیربا ساعت 9:30 بود که بخاطر بارون من و دوستام درست مثل موش آب کشیده شده بودیم
قابل توجه ملت. چون از دست خودم خسته شدم سعی میکنم از خودم ننویسم. یعنی تا وقتی که دوباره زد به سرم و از خودم خوشم اومد دوباره از خودم مینویسم
» نوشته شده در ساعت 5:57 توسط
علی
» لینک
|


2005/2/24


سلام. من حالم خوبه. زلزلهی زرند با اينکه ۸۵ کيلومتر از اينجا دور بود ولی خيل اينجا رو بد لرزوند. خيل ترسيديم. من خودم تاحالا همچين زلزله ای رو نديده بودم. زلزله ی بم چون ۲۰۰ کيلومتر از اينجا فاصله داشت زياد نلرزوند. ولی اين يکی همه ترسيديم. من خودم تاحالا همچين چيزی رو تجربه نکرده بودم.
از همهتون متشکر که به من لطف داشتين. من فهميدم چرا کسی درد من رو نميفهمه. تقصير خودم بود.
آخه اين دردی که من دارم درد آدميزاده؟؟ همچ کارم شبيه آدميزاد نيست
راستی ياد يه چيزی افتادم
زلزلهی بم سال پيش. چی نوشته بودم.
» نوشته شده در ساعت 6:35 توسط
علی
» لینک


2005/2/19


نميدونم چه مرگم شده. وقتی داشتم آرشيو تب ۴۰ رو ميخوندم تونستم احساسم رو توصيف کنم. احساس دلتنگی برای هيچکس
فکر کنم خدا وقتی منو میآفيرده داشته با موبايلش حرف ميزده.
يه نفر که به درد من آشناست کمکم کنه
» نوشته شده در ساعت 6:48 توسط
علی
» لینک