تبليغاتX
Loud Silence
والا تقصیر من نیست

2005/8/22

قبل از اينکه شما بگين خبر داشتم ولی ديگه راهی نداشتم جز اينکه يه مدت صبر کنم تا ببينم اين سرور لامصب راه ميافته يا نه. نيافتاد مجبور شدم سرور رو عوض کنم. خداروشکر يکی ديگه زاپاس داشتم.

از نظرات همتون واقعا تشکر.

فيلم مجستيک رو تونستين ببينين؟؟

فيلم سينما پاراديزو رو چی؟؟

فيلمهای واقعا بی نظيری بودن.

فکر کنم تا چند روز ديگه نتونم درست بيام سراغ وب چون کار مهمی دارم.

از ۱۵ شهريور هم کلاسامون شروع ميشن. ديگه چی بگم؟؟ فعلا که هيچی

» نوشته شده در ساعت 8:29 توسط علی
» لینک


فیلتر نکن نامرد

2005/8/18

داری از يه فيلتر شکن جديد که فقط ۱۵ دقيقه هست که آدرسش به دستت رسيده برای لذت بردن از اورکات استفاده ميکنی. بعد از فقط چند دقيقه روی يکی از لينکها که کليک‌ ميکنی ميفهمی که در همين حين که من داشتم لذت ميبردم (از فيلتر) يه نفر توی آی آس پی داشتهسايت رو فيلتر ميکرده

» نوشته شده در ساعت 6:34 توسط علی
» لینک


افکار شیطانی

2005/8/13

نميدونم اين رو تاحالا نوشتم يا نه. ميدونين کدوم قسمت شب رو دوست دارم. ساعت ۲ يا ۳ يا ۴ (نيمه‌ی شب) روی پشت بوم. به اين ميگن افکار شيطانی

ميدونين چی رو خيلی دوست دارم؟؟ اينکه به خبر و بدون خداحافظی بذارم برم يچ کس هم نفهمه زنده‌م يا نه. البته اين وبلاگ رو ول نمی‌کنم

راستی بلاگ قبليم رو هم بخونين بعد برين

» نوشته شده در ساعت 7:28 توسط علی
» لینک


زودباش برو

2005/8/10

چلچراغ ميخونی؟؟ اگر نميخونی اين رو بخون:

اگر همسايه شما از آن آدم‌هايی است که هر صبح با نان تازه در راه پله‌ها به شما سلام ميکند و هر شب آشغالهايش را سر ساعت جلوی در ميگذارد.

اگر همسايه شما از آن مردهايی است که صدای موسيقی‌اش هيچ شبی شما را بی‌خواب نمی‌کند و مهمانهايش آرام می‌آيند و آرام می‌روند

اگر همسايه شما يک پروفسور است که در عالم خودش سير می‌کند و حتی يکبار هم اسم کوچک شما را نپرسيده

اگر همسايه‌تان از آن دسته آدمهايی است که هميشه موهای شانه زده دارد و هيچج وقت حتی به طور اتفاقی او را با پيژامه نديده‌ايد

اگر همسايه شما گاهی با بچه‌های کوچه توپ بازی ميکند و گاه آنتن تلويزيون شما را برايتان تنظيم ميکند

اگر همسايه شما با يک بغل کتاب به خانه می‌آيد و با يک خروار نوشته از خانه بيرون ميرود

اگر همسايه شما ماشينش را دقيقا همانجايی که بايد پارک ميکند و نام او هرگز بخاطر عدم پرداخت شارژ در تابلوی اعلانات ساختمان نمی‌آيد

اگر همسايه شما هر روز ورزش ميکند-به گلدانها آب ميدهد-ته سيگارها را از راه‌پله جمع ميکند و زير لب ترانه‌های آرام عاشقانه ميخواند

هرچه زودتر خانه خود را تخليه کنيد و به جای ديگری برويد قبل از اينکه جسد تکه تکه شده‌ی شما را در يخچال همسايه‌تان پيدا کنند

بزرگمهر شرف‌الدين

» نوشته شده در ساعت 7:58 توسط علی
» لینک |


پرشین بلاگ بدی بدی بد بد بد

2005/8/9

من اين پرشين بلاگ رو محکوم ميکنم؟؟

از اين گزينه‌ی جديدی که برای بلاگهاش گذاشته زياد خوشم نمياد. اينکه نذاری کسی کامنت بده

اصلا خوب نيست. يه نفر بود که من و يکی دوتا ديگه بهش کامنت ميداديم با اينکه اون لينک کامنت ها رو حذف کرده بود ولی اينجا ديگه از اين شوخيا نداره.

نقشه‌های زيادی برای انجام دارم ولی نميدونم بتونم انجامشون بدم يا نه

اميدورام که بشه.

حتما بهتون سر ميزنم

» نوشته شده در ساعت 0:13 توسط علی
» لینک


رفا

2005/8/1

اسم رفا از کجا اومد؟؟ جای خاصی نداشت. يهو اومد.

داداشم هم اين اسمشو همينجوری گرفت. البته اون صبح بلند شد از کل خوابش يه کلمه شبيه اين اسمش يادش بود. شد اسمش

من هم يه روز گفتم ميخوام بنويسم. با نام علی نه: اولين کلمهای که به ذهنم رسيد رفا بود که فکر نکنم حتی معنی داشته باشه

لذت داره اسم انتخاب کردن. لذت داره وبلاگ نوشتن. لذت داره با دوستای خوبی مثل شما بودن

» نوشته شده در ساعت 6:47 توسط علی
» لینک


بی سروته

2005/7/30

من هميشه برای نوشتن يه چيزی توی ذهنم دارم ولی به اين صفحه که ميرسم چيزی درست به ذهنم نميرسه. کم ميارم. بخاطر همين سعی ميکنم زور زورکی يه چيزی بنويسم

اون نه مطلبم سر داره نه ته و معنی. پس اين چه فايده‌ای داره؟؟

راستی هروقت کتاب هری پاتر فارسی اومد بگين. ميخوام وقتی خوندينش بحث کنم

» نوشته شده در ساعت 6:4 توسط علی
» لینک


تموم شد

2005/7/26

تموم شد.

فقط چند ساعت توی حسش بودم ولی ميدونم اين چند ساعت برای اون کمه.

يه ۲ روزی اينجا اينترنت تعطيل بود نتونستم بيام

کسی هست اينجا هری پاتر خونده باشه؟؟ من دارم ميترکم: ميخوام با يه نفر در موردش حرف بزنم.

ديگه چيزی ندارم بگم جز اينکه

I'm a Robot programmed not to know that I'm a Robot

» نوشته شده در ساعت 8:9 توسط علی
» لینک


هری

2005/7/23

ميدونم که اين نامرديه: البته در مورد ايرانی‌ها ولی ديگه چيکارش ميشه ديگه اين حس عجيب و غريب من رو به طرف خودش کشوند و نتونستم در مقابلش استقامت کنم.

خيلی دردناک ميباشد حتی برای خودم چون فقط با يه نفر ميتونم درموردش حرف بزنم(البته فعلا)

ولی ميدونين ديگه چاره‌ای نيست و بايد گفت که من امروز کتاب ۶ هری‌پاتر رو تموم ميکنم.

من نسخه‌ی انگليسی رو گرفتم و امروز هم تمومش ميکنم.

از اونجايی که برادرم ميگه(اون پريروز تمومش کرد) احتمالا مود زندگی کردن از تنم ميره برای چند ساعتی و احتمالا تا پس فردا خبری از من نخواهد بود.

فقط همين

» نوشته شده در ساعت 7:7 توسط علی
» لینک