

2005/11/11


مگه میشه کسی تاحالا کسی آهنگ Turn back time - Aqua رو نشنیده باشه؟
------------------------------------------------------
کاشکی مترسک نبودم، مزرعه زندونم نبود
کاشکی یه اخم ساختگی اسیر چشمونم نبود
پرنده ها رو دوست دارم وقتی میان کنارمن
اما میترسن میپرن تا که نشن شکار من
------------------------------------------------------
خواب!
بهترین نعمتی که خدا داده بهمون
دیشب اینقدر خوابم میومد که حد نداشت
اولش دوستم اومد دم در باهام کار داشت، دید خوابم میاد زود رفت
اینقدر خواب بودم که فکر کردم در خونه رو بستم
بعدش هم سریع گرفتم خوابیدم (ساعت 7 تا 8 شب)
بیدار شدم شروع کردم به کارهای مختلف تا 11.30 که 1.30 ساعت زود تر از همیشه یعنی ساعت 11.30 خوابیدم
حتی کنترلم رو از دست داده بودم که حتی چراغ رو نمیتونستم خاموش کنم
من عاشق community خواب صبح حتی پنج دقیقه توی orkut هستم
------------------------------------------------------
بین دوتا از دوستام بطوری اساسی خفن ناک بهم خورده
خیلی دلم میخواد که با هم آشتی کنن ولی جریانی که پیش اومده نیاز به یک آماده سازی 2 ماه داره و یک سیاست قوی که میخواد. ولی مهم اینه که جریان از حد خودش گذشته به خانواده ی 2طرف سرایت کرده
------------------------------------------------------
نمیزنه جز برای خودم ولی ای کاش برای کس دیگه ای هم میزد. خیلی برای کس دیگه ای هم میزنن و قدر نمیدونن
------------------------------------------------------
اين دفعه ای کم نوشتم چون چيزی برای نوشتن نداشتم
» نوشته شده در ساعت 5:45 توسط
علی
» لینک


2005/11/6


صادق باشه که حتی آدمهایی که صادق نیستن رو هم میخره
------------------------------------------------------
بخاطر وبلاگ این بنده خدا یاد یکی از اولین CD هایی افتادم که برادرم بصورت مجاز(mojaz) خرید.
نشانی ها
شعر: سید علی صالحی
صدا: خسرو شکیبایی
محصول سال 1375 از شکرت دارینوش
دکلمه ی قشنگیه. شعرش و صداش
نمونه ای از شعرش:
ریرا، تمام این سالها کسی از من نشانی تو را میگرفت
تو نشانی من بودی و من نشانی تو
گفتی بنویس من شمال زاده شدم اما تمام دریاهای جنوب را من گریستم
------------------------------------------------------
تازه از "او یک فرشته بود" خوشم اومده
------------------------------------------------------
هی میگه خون خودتو کثیف نکن. آخه مگه میشه؟؟ این سریال مزخرف "متهم گریخت" به قول دوستم With no begin and end یعنی همون بی سر و ته.
------------------------------------------------------
قرار بود من و مامان و خواهرم با هم بلند شیم بریم یزد. من همه ش ساز مخالف میزدم که بابا نریم. گیر ندین. من پنجشنبه حتی اگر عید هم بشه من اینجا کار دارم. گفتن نه نمیشه و اینا.
2 روز کار من این بود که ساز مخالف بزنم که آقا نریم و اونا میگفتن مگه میشه تو خونه تنهات گذاشت؟! بابا بخدا من 17 سالمه دارم 18 ساله میشم دیگه این حرفا چیه؟؟
تا اینکه 3شنبه از رادیو تلویزیون میگن که ماه فردا دیده نمیشه ولی با این حال ستاد استحلال تشکیل میشه. قرار میشه که مامانه بره و بلیطها رو که برای ظهر 4شنبه بودن پس بده.
ظهر چهارشنبه میشه و من خوشال خوشال میام خونه میبینم باروبندیل و جمع کردن که برن. کلی داد و جیغ و نق که من نمیام. بالاخره قبول کردن. دائیم میاد تا برسونتشون ایستگاه قطار. من هم نمیدونم طبق کدامین منطق احمقانه ای محض احتیاط کیفم که وزنش به تنهایی 12 کیلو بود رو برداشتم (کیف کولی). به ایستگاه که رسیدیم نماینده مقام معظم مادری (خواهر) اومد و بلیط من رو جدا کرد و داد دستم.
اونا از ایست بازرسی بدنی هم گذشتن که دائیم کیفم رو آورد داد دستم گفت برو بابا فردا عید میشه. منم بسیار فجیع اغفال شدم. کیف رو گرفتم و رفتم.
بقیه ی ماجرا رو خودتون میدونین
فقط میخوام بدونم یک روز 40 ساعت اونجا موندن چه سودی داشت؟؟ حتی به من هم ضرر زد.پ
------------------------------------------------------
هوای اینجا سرد شده. میگن هم از شنبه سرد تر نیز میشود.
یزدیای قدیم یه هواشناسی خاص خودشون رو داشتن. میگفتن که: اگر توی پائیز رعد و برق بزنه زمستون بازون زیادی نمیاد و اگر ابرها از جنوب به شمال برن بارندگی شدیدی میشه.
مورد ابرها رو که تجربه کردم ولی فکر کنم برای مناطق جنوب کشور جواب بده. ولی اونیکی رو تاحالا 2 بار تجربه کردم. 2 سال توی پاتئیز رعد و برق زد. بارون زیادی اون سال نیومد.
------------------------------------------------------
توی یزد اول پائیز شبه رسمی هست که با همون لحجه یزدی بهش میگن انارچینون.
این 2 - 3 روزی هم که من اونجا بودم موقع انار چینونشون بود.
اونجا ملت میان کارگر میگیرن، باهاشون طی میکنن که آقا روزی اینقدر بهتون میدیم شما هم باید این باغ و این باغ و این باغ رو بچینین. اناز چیندن هم کار آسونی نیست. اول به نفر باید بره بالای درخت و انارها رو دونه دونه بچینه و پرت کنه پایین. یه نفر هم پایین درخت نشسته که کارش اینه که این انارهایی که از اون بالا پرت میشن پائین رو سریع بگیره و بذاره کنار. حالا این انارها ممکنه سالم باشن و یا اینکه خراب باشن.
خراب باشن به دو دسته تقسیم میشن:1- اونهایی که بخاطر سرما ترک خوردن 2- اونهایی که کرم گلو داشتن
برای توضیح میگم که کرم گلو به کرمی هست که وارد گلویی انار میشه و باعث پوسیدگی انار میشه
حالا انارهایی که پرت میشن پایین از هردو نمونه ش هستن. اینجا هست که انارها رو یه نفر که تجربه داره از روی پوستشون تشخیص میده که آیا انار شیرینه یا ترش، شیرین از کدوم دسته و ترش از کدوم دسته. و ایا کرم گلو داره یا نه.
بعداز اینها اونهایی که سالم هستن در دو دسته ی شیرین و ترش به انبار برده میشوند. اونجا باید مواظب باشن که انار رو چجوری و چقدر روی هم بذارن که اگر اناری ضربه خورده باشه و یا اگر زیاد روش انار چیده بشه و له بشه (حتی اگر به دونه از انارهای توش بترکه) بقیه ی انارهای دور برش هم خراب میشه و میپوسه.
اون انارهایی که ترکیده هستن و هنوز سالمن یا قسمتی شون سالمه، اون قسمتی که سالم هستن رو دونه میکنن و رب انار درست میکنن. جالبه که انارهای تفت الآن همه ترش هستن و کمتر انار شیرین تفت پیدا میشه.
بعد از همه این احوالات اواخر زمستون مراسم اناربندون هست. اونجا یه گروه میان و انارها رو میخرن. انارها باید دونه دونه توی کارتون چیده بشن. ولی این هم باز مصیبت داره. اون انارهایی که پوسیده هستن و اون انارهایی که سرما زده هستن و دیگه کسی برشون نمیداره.
مهم اینه که طی زمستون انار تفت از پوستش تغذیه میکنه و شیرین میشه و پوستش هم نازک میشه. انار تفت اون موقع تازه به بازار میاد.
من امسال توی مراسم انار چینونشون بودم. صاحب باغ انار رو گرفت دستش گفت این درخت انار شیرین شاهبار داره. تو سرخه
سال پیش هم توی انار بندون بودم و بازم صاحب باغ از یه ردیف توی انبار یه انار برداشت و گفت که این ردیفی که اینجا چیدم انار ترش داره.
هر اناری کهع برمیداشتن بعضی بدون اینکه حتی بهش نگاه کنن میذاشتن توی کارتن و بعضی ها رو هم بدون معطلی به عنوان انار پوسیده مینداختن کنار.
از بابام که همرام بود پرسیدم چطور میفهمن گفتن که وقتی برشون میدارن اگر انار نرم بود یعنی پوسیده و اگر سفت بود یعنی نپوسیده.
------------------------------------------------------
امسالی وقتی که رفتم یزد رفته بودم که به یکی از دوستان که صاحب باغ هست کمک کنم. یکم زور آزمایی کردم. مثلا صندوقهای اناری که هرکدوم بیش از 20 کیلو بودن رو به تعداد 20 تا گذاشتم بار وانت و بعد هم از وانت گذاشتم توی فرغون و هر فرغون با 3 صندوق برم توی انبار. بعد بازم گذاشتمشون زمین. همینه که الآن نمیتوانم درست خم بشوم و یا کش و قوس بیاورم.
ویگولنزج که ناقص گردیده بیدم
------------------------------------------------------
ایران: هرروز بهتر از فردا
------------------------------------------------------
رفته بودم یزد برادرم یه CD بهم داد از رقص پا در Hyde Park لندن. یادم افتاد که من این رو حدود 2 سال یا بیشتر هست که توی خونه دارم ولی هیچوقت نگاه بهش نکردم
اومدم اینجا شروع کردم به دیدنش. خیلی قشنگه. فقط Micheal Flatley یکمی همچین حال بهم زنه.
------------------------------------------------------
آهنگ Fly از Hillary Duff
واقعا زیباست. میخواستم بذارمش کنار وبلاگ که متاسفانه Dance age هنوز روی Flash Base این آهنگ رو نداره
------------------------------------------------------
واقعا این مرد سال 1979 چکار کرده که هنوز بعد از 26 سال وقتی آهنگ Another brick in the wall رو گوش میدی روحت پرواز میکنه
خیلی از آهنگهای Roger Watters قشنگن.
------------------------------------------------------
قابل توجه که من گفته بودم که هفته یا دو هفته ای یکبار Update میکنم. پس به 3 روز اختلاف بین 2 بلاگ میگن یک Update سریع
------------------------------------------------------
اونهایی که با من شبها چت کردن میدونن اون دولول چیه.
------------------------------------------------------
همینجا از بهترین دوستم که همیشه بهترین یارم بوده و همیشه معتمددم بوده تشکر میکنم. کسی که هیچوقت تنهام نگذاشته و همیشه به طریقی بهم دست یاری داده.
متشکرم رضا
با اینکه میدونم تقریبا هیچوقت به این وبلاگ سرنمیزنی و شاید اصلا نخونی من همچین بلاگی نوشتم و اصلا نمی فهمی که من ازت تشکر کردم. ولی بدون که روم نمیشه بخاطر این همه خوبیت ازت تشکر کنم
» نوشته شده در ساعت 0:57 توسط
علی
» لینک
|


2005/10/28


از پذیرفتن هرگونه کامنت بدون آدرس وب لینک یا آدرس ای-میل معذوریم. حتی شما
------------------------------------------------------
به من میگن IQ جلبک دریایی
این فلش رو ساختم ولی 3 تا مشکل داره
1. یکی از لینکها درست تایپ نشده
2. لینکها چپ به راست هستن نه چپ به راست ولی دیگه فلش هم مشکلاتی داره که یکی از اون مشکلات با زبون چپ به راست این هست که نمیشه به RTL اون زیاد اعتماد کرد
3. از همه مهمتر اینکه اصلا نمیشد بهشون گفت لینک چون یادم رفته بود که کلیکشون رو فعال کنم.
------------------------------------------------------
داریم با رفقا در مورد ویندوز و اینجور چیزا حرف میزنیم که میرسیم به ویندوز ویستا.
یکی از مخلوقات که نمیشه بهش گفت آدم میپرسه:
همون - ویندوز ویستا رو که میگیری با حتما قلم نوری داشته باشی؟؟
من - کی همچین چیزی گفته؟؟ اصلا برای چی؟؟
همون - آخه میگن امضای الکترونیکی میخواد
ای خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
------------------------------------------------------
داییم از دوستش میپرسه چکار میکنی؟
- میگه شهردار زنجانم اونم پروازی
میپرسه یعنی چی؟؟
- میگه خونه هستم. زنم هم میگه بپر برو نون بگیر. بپر برو پنیر بگیر. میشم پروازی
------------------------------------------------------
5 آبان 84 ساعت 10 شب
امشب رفتیم مهمونی. با بروبچز خیلی بهمون خوش گذشت. اونجا با هم بودیم حال میکردیم ولی افتاد مشکلها...!!
چرا؟؟ نمیدونم!
داشتیم خوش میگذروندیم که نمیدونم کدوج جرقه ی احساسی ناجوانمردانه حالم رو گرفت
نه. دبه در نیارین! من اونجا هیچ کسی رو ندیدم که بقولی بخوام Fall in love بشم. هیچکس.
وقتی یه همچین حالی بهم دست میده میخوام تنها باشم. فقط یه مسافرت توی شب (همون لحظه) یا یه پیاده روی خیلی طولانی بدجوری بهم میچسبه.
جالبه که این حالتا فقط توی شب میان سراغم! چرا؟؟
------------------------------------------------------
چرا این عادت بد رو دارم؟؟
حتی در احساسی لحظه ها هم از روی جنبه عقلانی پیش میرم
» نوشته شده در ساعت 6:24 توسط
علی
» لینک


2005/10/25


اشتباه نیومدی. بیا تو
-----------------------------------------------------
[-O< و اون یکی شکلک توی یاهو که داره موهاش رو میکنه.
-----------------------------------------------------
دلیل این بالایی ها اینه که اعصاب برام نمونده. هیچ کدوم از سریالهای ماه رمضان بدرد نمیخورن به عبارت ساده تر بنداز تو آشغالی. یکی از یکی ...تر. اه اه اه. حالا هرجا هم که میری باید تلویزیون رو روشن کنن بشینن اینا رو نگاه کنن. منم اعصابم خورد میشه اینا رو میبینم. نمیدونم باید سر به کجا بذارم، کدوم بیابون، کدوم کویر
-----------------------------------------------------
دقیقا دو هفته درجا زدم. از امروز دوباره شروع کردم.
-----------------------------------------------------
ویندوزم قاط زده(مثل همیشه). هر دفعه که کامپیوتر رو روشن میکنم (شب به شب) 10 مگابایت از درایو C کم شده. باید عوضش کنم ولی حسش نیست. اگر دیر آپ کردم ممکنه یکی از دلیئلش این باشه
-----------------------------------------------------
27 مهر 84
از کل سریالهای ماه رمضون فقط یه تیکه ی یکیشون بدرد میخوره: آهنگ ترکیبی عطاران و مدرس تیتراژ اول "متهم گریخت". شعرش توپه
-----------------------------------------------------
قسم نامه: دیگه غلت میکنم برای کسی غیر از خودم هرگونه سایت و یا قالبی طراحی کنم. دلیل؟! اینم دلیل:
1: سرم کلاه گذاشتن به چه گشادی که تا زیر چونه م میاد پایین
2: دیگه حوصله ش رو ندارم. فکرش رو که میکنم میبینم دیگه حوصله اینکه برای دیگران چیزی بسازم ندارم حداقل خودم خودم رو میشناسم میدونم سلیقه ام چجوریه ولی از بقیه خبر ندارم
-----------------------------------------------------
تجربه ثابت کرده: هر آنکه از دیده رود از دل برود.
بخاطر همین میگم اینکه میگن: "وبلاگ رو ول میکنم تا همیشه پیشتون باشم" کشکه
-----------------------------------------------------
قالب رو عوض کردم. یه قسمت از طراحی سایتی رو که میخوام برای خودم بزنم رو به عنوان قالب اینجا میذارم.
قشنگه؟؟
-----------------------------------------------------
ازم گله نکنین که چرا بهتون سر نمیزنم. من هر وقت به اینترنت اومدم بهتون سر زدم و در آینده هم همینطور خواهد بود. اگر میبینین که من برای بلاگهای جدیدتون کامنتی نمیذارم خوب یعنی من هنوز آنلاین نشدم.
-----------------------------------------------------
ازم گله نکنین که چرا لینک من اونجاست و اینا. من نمیدونم واقعا باید کدوم لینک رو کجا بذارم. لینکها رو به صورت فلش ساختم تا Random مرتب بشن.
------------------------------------------------------
فیلم "بهتر از این نمیشه"
جک نیکلسون به اون زنی که ازش میپرسه "از کجا زنها رو اینقدر خوب میشناسین؟؟" میگه:
"یه مرد رو در نظر میگیرم منطقش رو ازش حذف میکنم و صداقتش رو"
وقتی یادش میافتم میمیرم از خنده ولی:
اگر به یک زن واقعا یه همیچن حرفی بزنین بنظرتون عکس العملش چیه؟؟
کلا از بازی جک نیکلسون توی همه ی فیلمهاش خوشم میاد. فیلمی مثل Shining یا همین یا Someone gonna given
------------------------------------------------------
من برای اطلاع میگم: من از زنها بدم نمیاد. با فمینیسم مخالفتی ندارم. همونطور که ما مردا یه چیزی برای خودمون میگیم اونها همینطور. در بعضی موارد ما و در بعضی موارد هم زنها درست میگن. ولی من چرا این رفتار و حرفها رو دارم؟؟
به نظر من زنها درست مثل مردها به 2 دسته تقسیم میشن: یا خیلی خوب یا خیلی بد. ولی گروه دومشون برعکس مردا بیشتره
------------------------------------------------------
دیگه این احمدی نژاد هم گندش رو درآورده:
نشان دادن فیلمهای با مضامین فمینیسم و سکولاریسم و ... (2 - 3 نمونه دیگه) ممنوع است
این یعنی همون سینمای گریه و زاری و "حاجی سیدتو کشتن"
------------------------------------------------------
نمیدونم این بده یا خوبه. ولی تضعیف روحیه روی من کارگر نیست. یعنی من خصوصیت زاتیم اینجوریه که یه نفر که میخواد تضعیف روحیه کنه نمیتونه حتی اگر موفق هم بشه ظرف 1 روز به همون مود قبلی برمیگردم.
------------------------------------------------------
دلم برای آمریکایی ها میسوزه. ظرف این مدت 3 تا طوفان. این آخریش هم که دیگه داره نابودشون میکنه.
» نوشته شده در ساعت 7:9 توسط
علی
» لینک