

2006/8/14


چرا؟؟ چون محمود جون وبلاگر شده ![]()
» نوشته شده در ساعت 11:21 توسط
علی
» لینک
|


2006/8/4


ساعت ۴:۱۰ یکی از بچه ها زنگ میزنه میگه نتیجه رو گرفتی. میگم که هنوز نیومده. میگه من مال خودم رو نگاه کردم.
ساعت ۴:۲۰ رتبه ی من هم در میاد. من مجاز شدم.
ساعت ۷:۰۰ من عمرا اگر به کسی بگم که رتبه م چی شده
ساعت ۱۱:۰۰ چرا تمام همکلاسی هام اینطوری شدن؟؟ واقعا چرا؟
» نوشته شده در ساعت 8:46 توسط
علی
» لینک
|


2006/8/1



و حالا احمد باطبی هم دوباره دستگیر شده. بعداز بلایی که سر اکبر محمدی اومد اون هم از امنیت برخوردار نیست مخصوصا اینکه الآن چندروزه که بعداز دستگیریش خانواده ش از جا و مکان و حال اون اطلاع ندارن

» نوشته شده در ساعت 10:21 توسط
علی
» لینک
|


2006/7/26


از عزیزان خواهش میشود این بلاگ با اینکه طولانی هست رو حداقل بخونن.
سه شنبه 26 تیر 85
داداشه اینجاست ولی باید پروژه ش رو ببره و تحویل بده. اونم کی روز شنبه. پروژه ش چیه؟؟ روی لینوکس باید کار کنه.
باشه، قبوله. با اینکه اصلا از لینوکس خوشم نمیاد مخصوصا "قسمت نصبش" ولی طوری نیست.
سه شنبه شبش لینوکس نصب میشه و ما در روز بعد با کلی بدبختی سعی میکنیم که درایوهای ویندوز روبهش بشناسونیم و سپس موفق میشیم و یه تیکه هایی از پروژه انجام میشه. اگر فکر میکنین که من کاری به اون پروژه دارم کاملا در اشتباهین. مهم اینه که من اصلا کاری به پروژه ای که کلش 5 نمره هست ندارم.
بهر حال میگذره به خوبی تا میشه جمعه 30 تیر 85
ساعت 12 ظهر داداشه بلیط داره تا بره. اگر امروز نره به تحویل پروژه نمیرسه. پس یه سری کارهاش رو انجام میده اینجا و بقیه ش رو هم میذاره که بره و اونجا انجام بده.
ساعت میشه 11.45 دقیقه و ما میخوایم تا هارد برادرم رو مرتب کنیم برای نصب لینوکس روی اون سیستم. بنابراین روی سیستم من Partition Magic نصب میکنیم که هارد اون رو از نظر پارتیش بندی درست کنیم.
خوب اینجا یکی از اساتید نیمه مسلم پارتیشن بندی میاد جلو و دست به کار میشه. شروع میکنه و سیستم میگه باید ریستارت کنم تا بتونم کارها رو انجام بدم. Ok. قبوله.
واس بقیه ش برین ادامه ی مطلب
» نوشته شده در ساعت 6:26 توسط
علی
» لینک
|