

2006/10/19


ولی باز هم همیشه یادم میره و اینکار رو اینجام میدم.
نتیجه های بدی هم داره که نتیجه ی آخرین بیشعور بازیم میشه اون کامنت بلاگ مانندی که برای یه نفر گذاشتم.
همینجا از کسی که اون کامنت رو براش گذاشتم عذر خواهی میکنم. نویدخان
» نوشته شده در ساعت 9:50 توسط
علی
» لینک
|


2006/10/15


اشک من رو در آوردن اینا.
بعضی از رفقا گیر دادن که سبیل بذار بهت میاد. گیر دادن گیر دادن گیر دادن تا اینکه من هم دوباره گوشهام دراز شد و رفتم و تدارکات سبیل رو دیدم.
وقتی که سبیلم تکمیل شد جلوی آینه رفتم و...
و به قیافه ی تروریستی و بچه خلاف و چاقو کش خودم بعد از گذاشتن سبیل خیره شدم. احتمالا بچه ها با Photoshop برام سبیل گذاشته بودن و دیده بودن که من سبیل چه قیافه ایم میکنه به همین دلیل اینقدر اسرار کرده بودن روی این مسئله.
فقط میخوام بدونم من چطور تونستم دو هفته با این قیافه تو شهر بچرخم. وا مصیبتا.
فکر کن!
» نوشته شده در ساعت 8:59 توسط
علی
» لینک
|


2006/10/10


هیچ کس پایه تر از خودت برای کارهات پیدا نمیشه
» نوشته شده در ساعت 23:31 توسط
علی
» لینک
|


2006/10/8


دو نفر که با هم دوست هستن و روابط عاشقانه دارن اون وقت میشه بهشون گفت که این دو نفر دوست دختر یا دوست پسر هم هستن.
ولی به دو نفر که با هم روابط عاشقانه ندارن نمیشه گفت که دوست دختر یا دوست پسر هم هستن. این دوتا فقط دو تا دوست هستن.
من چند دوست دارم و دوستان خوبی هم برای هم هستیم ولی دوست دختر ندارم و آشنایی هیچ کدومشون هم از توی خیابون نبوده.
» نوشته شده در ساعت 0:14 توسط
علی
» لینک
|


2006/10/1


2- ساختمون ضد زلزله يعني اينكه وقتي طبقه ي پايين در رو محكم ميبندن. طبقه ي بالا زنجير قفل پشت در تكون بخور.
خدا وكيلي اي ول نداره. به خدا بايد به اين بكوب برج سازهاي تهران جايزه ي معماري دنيا رو بدن. آخه كدوم معمار ژاپني يا آمريكايي يا هرجاي ديگه اي ميتونه يعني توانايي اين رو داره كه با مقدار محدودي آجر و سيمان و تعداد محدودتري تير آهن يه ساختمون چند طبقه بسازه؟؟ اون هم طوري كه به خودي خود نياد پايين. همينطوري سرجاش وايسه.
من كه اينها رو ميبينم كه ديگه هيچي نميتونم بگم در مورد معماري ساختمون هاي اين شهر. اصلا مگه ميشه چيزي گفت؟؟
----------
ميگن چرا بچه دوست نداري؟ آخه اين بچه اگر زلزله ي 12 ريشتري (بالاترين مقياس زلزله) نيست پس چيه؟
توي خونه براي هيچ كس اعصاب نذاشته اين موجود پليد. هي از اين ور ميره اونور. اين رو اذيت ميكنه، اون رو اذيت ميكنه، و مدام ميخنده. اونم از اون خنده هاي شيطاني. فقط يه چيز اين بچه من رو كشته: استعداد اين بچه توي پيدا كردن راهي كه اعصاب ملت رو داغون كنه.
» نوشته شده در ساعت 14:43 توسط
علی
» لینک
|