تبليغاتX
Loud Silence
سوال

2007/8/18

"من زرتشتی. اون کلیمی٬ اون ارمنی٬ اون سنّی هیچ کدومشون از مملکت مادریمون٬ از سرزیمون اجدادیمون هیچ سهمی نداریم؟"

یه زرتشتی ازم پرسید. جوابی براش نداشتم

» نوشته شده در ساعت 9:30 توسط علی
» لینک |


بازی

2007/8/12

در طی این چند روزه بالاخره این داداشه موفق شد و بالاخره من رو به یه بازی فوق العاده معتاد کرد. سایکوناتز

بعد به همین دلیل ذهنم رفت توی نخ بازی. داشتم فکر میکردم زندگی افراد مشهور رو میشه بازی کرد؟؟ بعدش به این فکر کردم. زندگی افراد عادی رو چی؟؟ اون رو میشه؟

بعدش به این نتیجه رسیدم مگه الآن داریم چیکار میکنیم؟؟

داریم بازی میکنیم ولی نقش خودمون رو. غولش زمانه و خستگی ناپذیره...

هر لحظه غولش یه حربه ی جدید یاد میگیره و شروع میکنه ضربه زدن. ولی ما هم داریم باهاش میجنگیم دیگه.

فقط مهم اینه که نباید ولش کرد به حال خودش. چون اینجا یه چیزی با بازیهای عادی فرق داره. اگر بشینی و کاری نکنی باز هم دنیا در جریانه و منتظر تو نمیشینه.

» نوشته شده در ساعت 15:2 توسط علی
» لینک |


آمریکا

2007/8/8

من کلا با آمریکایی ها به طور اساسی مشکل دارم.

از نوع روابطی که دارن. از قهرمانهای فیلمهاشون. اسطوره هاشون. سیاست هاشون. افکارشون. زندگیشون. کارهاشون. حرف زدنشون. بازم بگم؟

فقط از رک بودنشون خوشم میاد.

روابطی که با هم دارن ملیحه.
فیلمهاشون که چی بگم. طرف یه ساعته دنیا رو نجات میده. نمونه ش روز استقلال.
سیاست هاشون. مثال کوچیکش: تمام دنیا یه طرف. کارخانه های آمریکا یه طرف. پس کیتو رو امضا نمیکنن.
حرف زدنشون جوری که بی بی سی حرفهای آمریکایی ها رو ترجمه میکنه.
ماشین هاشون که کلا با کلاچ آشنایی ندارن اونا.

اصولا من با آمریکایی ها مشکل دارم

پ.ن: اینکه آدم به جای خودش زندگی کنه خیلی بهتره نیست؟
پ.ن: دنیا. چرا اینقدر پستی؟
پ.ن: اینقدر بگین ترجمه ترجمه که آدم مجبور بشه ترجمه ی کتاب رو هم بذاره.
پ.ن: حرفش رو زد. هرچی میخواد بشه بشه. حرفش رو زد. ما کدوممون شهامتش رو داریم؟؟

» نوشته شده در ساعت 8:45 توسط علی
» لینک |


و هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد

2007/8/5

اگر بپرسین که چی شد پست قبلی رو نوشتم میگم که نمیدونم و اگر بپرسین که چرا اینقدر زود آپدیت بعدی رو نوشتم چون از پست قبلی راضی نبودم. پس بعدی رو مینویسم.

رفتم به سایت متالیکا سری زدم تا ببینم که آیا از آلبوم جدید خبری هست؟ دیدم نه. ولی از کنسرت هاشون خبری هست.

یه سر به عکس هایی از کنسرت ها زدم تا ببینم دنیاشون دست کیه. عکس های ۲۰۰۷ جیمز هتفیلد رو که دیدم خیلی کف کردم. جیمز هتفیلد سال ۲۰۰۳ تا الآن خیلی فرق کرده. فقط ۴۴ سالشه. ولی خیلی فرق کرده. کف کردم. پیر شده.

دلم نیومد آهنگ فوق العاده شون اینجا نباشه.

» نوشته شده در ساعت 10:17 توسط علی
» لینک |


2007/8/4

دروغ بگم؟ خب. دروغش اين ميشه: "همه چيز بر وفق مراد است"

به قول اون بابا توي دايي جان ناپلئون: "دروغ چرا٬ تا قبر آ٬ آ٬ آ٬ آ." (در هين اين "آ" ها انگشتها را دانه به دانه بالا بیاورید)

به نفر گفته بگو کتاب رو از کدوم کتابفروشی تهران خریدی. من هم میگم که نخریدم. من دانلود کردم. با افتخار میگم که با گذشت ۹ ساعت از پخش کتاب در انگلیس من دانلودش کردم.

اینجوریاس. فعلا باز هم اوضاع بر وفق مراد نیست... ولی خداروشکر. چ کنیم. دیگه؟؟؟

» نوشته شده در ساعت 18:52 توسط علی
» لینک |


بنزین

2007/7/30

منبع: جنگل تازه بپا کن

این بلاگ توسط من نوشته نشده و من فقط یک ناشر هستم. در قبال اعداد و ارقام هیچ گونه مسئولیتی ندارم.

از وقتی بنزین سهمیه بندی شده به گفته وزیر نفت {ایسنا}در مصرف بنزین حدود 20% از مصرفی که برای امسال در نظر گرفته شده است صرفه جویی شده بنابراین از مقدار پولی که قرار بود صرف خرید بنزین میشد چیزی بیش از 000/000/000/500/ 3 تومان صرفه جویی میشود با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه میرسیم که این مبلغ تقریبا معادل بودجه جنگ آمریکا در سال جاری میلادی و بیشترین بودجه جنگ در تاریخ تا کنون است  که امریکا با این بودجه عراق و افغانستان را اداره میکند.نیروهای خود در ژاپن ، ایتالیا، اروپای شرقی ، قزاقستان و... را تامین میکند.در اروپای شرقی سپر ضد موشکی مستقر میکند.به اسرائیل کمک نظامی میکند.به دارفور سلاح میرساند.بالا ترین دفاع ضد موشکی جهان را در خاک خود مستقر میسازد و خلاصه اینکه جهان را با آن به نحوی اداره میکند....

اما این تنها یک مثال است از کلیه کارهایی که با این پول میتوان انجام داد.برای نمونه چین که پهناور ترین کشور جهان است و اقتصاد سوم جهان در حال حاضر محسوب میشود بالا ترین بودجه نظامی را با وجود مسائل فراوان از مجلس این کشور تنها 10/1 این مبلغ بدست آورد.حال سوال من اینجاست که ما با این پول قصد داریم چه کنیم؟

دولت اعلام کرد {خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران} این پول صرف آبادانی کشور و ساخت پالایشگاه میشود اما این آبادانی در چه زمینه هایی و به چه صورت و تا کی انجام خواهد شد؟

همین کشور های عرب حاشیه خلیج فارس را در نظر بگیرید جز اینکه از در آمد نفت استفاده میکنند درآمد دیگری ندارند اما ما این همه در آمد داریم و حتی یک شهر زیبا نداریم ولی وقتی که قدم به خاک اعراب میگذاریم گویی وارد بهشتی شدی در دل کویر.کشور امارات را در نظر بگیرید یک اماراتی یک اتومبیل بسیار لوکس شرکت مرسدس را حداکثر 4 سال سوار میشود اما ما چطور؟ پیکان سال 1340 را هم سوار میشویم!!چرا؟چون درامد نفتمان در جیب خودمان نیست!! اتومبیل تویوتا کمری را که یک اماراتی چند ماه سوار میشود به ایران میآورند و ما با غرور تمام پس ماند اعراب را استفاده میکنیم...پس کجاست  آن غرور ایرانی بودنتان؟؟؟

یادمان باشد ما ایرانی هستیم و خیرسرمان از سردمداران تمدن جهان بوده ایم و هستیم.

کجایی کورش که ببینی تو چه ایرانی ساختی و فرزندانت در چه ایرانی زندگی میکنند...

پ.ن: با خوندن وبلاگ "کافه تیتر" داغ دلم تازه شد. شاید نوشتم در موردش

پ.ن: احتمال اینکه بلاگفا هم مثل پرشین بلاگ دامین خودش رو از دست بده. پس اگر همچین مشکلی پیش اومد با blogfa.ir وارد بشین. همونطور که الآن persianblog.ir هنوز کار میکنه

» نوشته شده در ساعت 11:8 توسط علی
» لینک |


موقعیت های بد!

2007/7/29

موقعیت های بد دو دسته هستن. دسته ی اول اونهایی که خودمون باعثشون هستیم.
درسته که تقصیر خودمونه ولی میتونیم باهاشون مقابله کنیم. نباید واداد.
ولی دسته ی دوم مربوط به زمان، مکان و پیشامد هاست. هرکار که بکنیم میان.
خوب نمیشه جلوشون رو گرفت که نیان، چه بخوایم و چه نخوایم میان. بذار بیان. ما هم جلوشون وای میستیم.

پ.ن:اینطور بنظر میاد. که بعداز چندسال کار خوب از پرشین بلاگ و اینهمه خاطره و وبلاگ خوب٬
باید بالاخره ازش خداحافظی کرد.

پ.ن: برای اونایی که فکر میکنن که هنوز طول میکشه کتاب ترجمه بشه. ترجمه هر ۳۷ فصل کتاب دیروز تموم شد. البته باز هم میگم که نسخه ی انگلیسی کتاب خیلی قشنگ تره.

 پ.ن: رفتم توی فروم اورکات هری پاتر و میبینم که جمع ایرانی هایی که به یک سوال پاسخ دادن از مجموع ۱۴۷ هزار نظر به ۱۰۰ نمیرسه. این یعنی چی؟

» نوشته شده در ساعت 6:38 توسط علی
» لینک |


و این آخر ماجراست...

2007/7/24

امروز بعداز تموم کردن هری پاتر ۷ باید با خودم یجوری کنار بیام که دیگه هیچ هری پاتری مطمئنا قرار نیست چاپ بشه.

کتاب خوبی بود. خب. مسلما مثل همیشه آخرش بد بود. گریه دار برای دخترها.

احساس میکنم که آخرش مخصوصا اینجوری نوشته شده بود. برای انتقام گرفتن از کسائی که ازش خواهش کرده بودن که هری و رون و هرمایونی رو نکشه.

بهرحال من ۶ سال با هری پاتر لذت بردم. اوایل که زندگیم بود. خب خوب بود. خیلی قشنگ بود. تا ۳ سال زندگیم بود بطور کامل. تا دقیقا یک سال بعداز انتشار کتاب پنجم. حالا ولی نه اینکه ولش کردم. فقط به این نتیجه رسیدم که غیر از هری پاتر چیزایی خوشگل تر هم هستن. داستان های دیگه. ولی بازم ولش نکردم. هر از چندگاهی به رومور ها سر میزدم. لذت بخش بود.

ولی دیه هیچ روموری وجود نداره. هیچ حرف و حدیث و حدسی. بعداز ۱۷ سال شاید برای خود رولینگ هم تموم شدنش سخت باشه. ول بهرحال تداوم باعث زوال میشه. و این باید پیش میومد. روزی. بالاخره. خب. اینم آخرش.

» نوشته شده در ساعت 16:22 توسط علی
» لینک |