تبليغاتX
Loud Silence
فرصت

2007/11/11

نیمی از زندگیمون رو برای حفظ آبرو کاری رو نمیکنیم و نیم دیگه ش رو به حسرت اون نصفه ی از دست رفته میشینیم...
نیمی از زندگیمون رو به دلیل هیچ سکوت میکنیم و نیم دیگه به حسرت اون نصفه ی از دست رفته میشینیم...

نیمی از زندگیمون رو صبر میکنیم و منتظر فرصت مناسبی برای انجام کاری و گفتن حرفی میمیونیم...

به فرصت دیگه فکر نکن. فرصت رو ایجاد کن. درستش کن.
شاید این فرصت هرگز پیش نیاد.
امروز که بگذشت نمیآید باز

» نوشته شده در ساعت 23:16 توسط علی
» لینک |


زندگی

2007/11/4

زندگی بیش از اون چیزی هست که ما میبینم یا تعریف میکنیم.

بیش از کار٬ بیش از خستگی کشیدن شبانه٬ بیش از تحمل روزها. بیش از کارها.

زندگی یعنی زندگی کردن با تک تک جزئیاتش ولی به طریقش.

یه جمله میذازم از فیلم "خورشید خانوم کوچک" که خیلی وقته میخوام بذارم. الآن اینجا جاش هست.

Dwayne: I wish I could just sleep until I was eighteen and skip all this crap-high school and everything-just skip it.
Frank: You know Marcel Proust?
Dwayne: He's the guy you teach.
Frank: Yeah. French writer. Total loser. Never had a real job. Unrequited love affairs. Gay. Spent 20 years writing a book almost no one reads. But he's also probably the greatest writer since Shakespeare. Anyway, he uh... he gets down to the end of his life, and he looks back and decides that all those years he suffered, Those were the best years of his life, 'cause they made him who he was. All those years he was happy? You know, total waste. Didn't learn a thing. So, if you sleep until you're 18... Ah, think of the suffering you're gonna miss. I mean high school? High school-those are your prime suffering years. You don't get better suffering than that.

» نوشته شده در ساعت 20:29 توسط علی
» لینک |


تجربه

2007/10/31

تجربه ثابت کرده که هر چیزی رو نباید تجربه کرد!

مثلا فانتا شاهتوتی

پ.ن: یکم کارها پشت سر هم ردیف بشن ایشالله به هم سر میزنم. اوضاء مقادیری کثیر به هم ریخته

» نوشته شده در ساعت 5:28 توسط علی
» لینک |


انار

2007/10/24

کلا زندگی خوش است. جالب ناک است و یه سری از اینجور مسائل.

این شرایط آب و هوایی محیطی که الآن من در حال سپری کردن در میباشم خیلی سرده و در فرهنگ ما اصطلاحات خاصی رو در اختیار قرار گرفته مثل سگ از لونه ش بیرون نمیاد و اینجور چیزا.

کلا اوضاء باز هم بد نیست. جز باز هم یک سری کمر دردها. زانو دردها. دست دردها. کتف دردها. گردن دردها و دردهای دیگر.

سیستم حالش بد بود اینجا. زدیم حالش رو جا آوردیم.

دیگه چیزی نیست برای گفتن

» نوشته شده در ساعت 21:50 توسط علی
» لینک |