

2007/12/21


پ.ن: خدایی تو مزدور تری یا قبلیا؟ تو دیگه آبروی قرارداد ترکمنچای رو بردی.
» نوشته شده در ساعت 8:48 توسط
علی
» لینک
|


2007/12/17


پ.ن: نه برای کسی تصمیم بگیر٬ نه بذار کسی برات تصمیم بگیره.
» نوشته شده در ساعت 7:11 توسط
علی
» لینک
|


2007/12/13


به خیلی ها اگر بگی "دوستت دارم" یا کلا قهر میکنن٬ یا فکر میکنن که داری بهشون دروغ میگی بازم قهر میکنن.
نمیدونم چقدر راسته ولی فکر میکنم یکمی زیادی راسته.
خدایا٬ این چه دنیایی شد برای خودمون درست کردیم؟
» نوشته شده در ساعت 9:6 توسط
علی
» لینک
|


2007/12/8


زندگی با این سوال فقط یه سری جوابهای عاقلانه پیدا میکنه نه کاملا منطقی ولی باعث میشه تا حدودی منطق اجتماعی به خودش بگیره.
اگر این کار رو قبل از انجام عملمون انجام بدیم خیلی بهتر هم میشه.
"من میخوام این کار رو انجام بدم. خب٬ حالا که چی؟"
خیلی ساده است که متوجه بشیم که عضو عادیه یه اجتماع بودن خیلی بهتر از عضو ویژه یه اجتماع بودنه. عضو ویژه در نقطه ی و احتمالا بهتر اجتماع ممکنه جا بگیره ولی هیچ وقت نمیتونه از رفتارهای عامیانه ی اجتماع لذت ببره. عضو عادی بودن خیلی خیلی مهمتره و بهتره
پ.ن: این پست رو نسبت به پستهای اخیرم سریعتر نوشتم. دلیل: "به نظرم پست قبلی خوب نبود. اشتباه بود"
» نوشته شده در ساعت 7:47 توسط
علی
» لینک
|


2007/12/6


بهش کمک کن. به هر کسی که میتونی در هر زمینه ای که میتونی کمک کن. حتی اگر نخواست. حتی اگر نخواستن.
حداقل خیالت راحته که یه روز وجدانه نمیاد جلوت و یخه ت رو بچسبه و بگه: هی یارو؛ تو میتونستی کمکش کنی، چرا نکردی!؟
» نوشته شده در ساعت 10:3 توسط
علی
» لینک
|


2007/11/29


اینکه بعداز سالها بفهمی که مردم در موردت چه فکری میکردن و این فکر چقدر میتونه اشتباه باشه و تو چقدر همیشه از اینکه در موردت این فکر رو بکنن بدت میومده.
اینکه به خودشون این اجازه رو دادن که در موردت این فکر رو بکنن از همه ش بدتره بدون اینکه حتی ذره ای بهت احترام بذارن و اعتماد داشته باشن حتی ه خودشون.
---
خب این فقط یه توضیح بود. یه توضیح در مورد یکی از شرایطی که ممکنه زمانی پیش بیاد. در موردش زیاد فکر نکنین نمیکشین تحمیلش کنین.
پ.ن: تازگیا یخورده بیشتر از یکم یخورده زده به سرم. نوشته هام دارن چرند میشن. باید یکم فکر کنم.
» نوشته شده در ساعت 8:29 توسط
علی
» لینک
|


2007/11/22


اگر کار کوچیک برداری و هیچ وقت ریسک این رو نکنی که به سراغ کارهای بزرگ تر بری به حدی نمیرسی که بتونی کارهای بزرگ بکنی.
زندگی پره از این آزمون و خطاها
پ.ن: ۲ روز پیش برعکس همیشه که هیچ وقت تلویزیون نگاه نمیکردم تلویزیون رو روشن کردم و روی کانال یک مونده بود. برنامه ی جنگ خانواده. نیمکت هم پخش شد. همون قسمت محبوب من بعداز نیم کت بعداز ۲۳ ماه دوباره پخش شد. میخکوبش شدم.
» نوشته شده در ساعت 7:54 توسط
علی
» لینک
|