

2008/2/17


پ.ن: گاهی یک عطسه ی خیال میتونه ریه های ذهن آدمی رو زنده کنه
» نوشته شده در ساعت 21:59 توسط
علی
» لینک
|


2008/2/16


خب حالا که چی؟
هنوز سپندارمذگان به در مونده ![]()
» نوشته شده در ساعت 19:1 توسط
علی
» لینک
|


2008/2/9


ولی ما آدمها باید ماست فروشهایی باشیم که صادقانه بگیم ماست من ترشه.
چون دروغ به این بزرگی که "من آدم کاملا خوبی هستم" رو کسی نمیتونه به بقیه بخورونه.
پ.ن: از خودراضی ها از انتقاد خوششون نمیاد
» نوشته شده در ساعت 16:55 توسط
علی
» لینک
|


2008/2/2


خمینی گفت: پدران ما حق این رو نداشتند که نسبت به آینده ی ما و برای ما هم تصمیمی بگیرنذ. پس ما این دولت رو قبول نداریم.
حالا ما هم همینو به خود شما میگیم. پدران ما حق نداشتند که برای ما انتخاب کنند. ما یک رفراندوم میخوایم.
پ.ن: دهه ی فجر برای ۳۰بار متوالی
» نوشته شده در ساعت 17:14 توسط
علی
» لینک
|


2008/1/21


ساحل دریا خیلی قشنگه. پر از موج های بلند٬ شن های ساحل٬ صدای دریا٬ صدای موج ها. موجهای قشنگ. همه دوست دارن برن ساحل. ولی ساحل کم عمقه
میانه ی دریا نه به قشنگی ساحلشه٬ نه سر و صدایی داره٬ نه موجی داره٬ و نه چیز خاصی. کسی نمیخواد بره اونجا و بمونه. ولی عمقش زیاده.
منظورش آدمهای پر حرف و کم حرف بود. خیلی قشنگ توصیفش کرد.
پ.ن: فکر نکنم شده باشه که بیش از ۲ هفته این وبلاگ رو به حال خودش رها کرده باشم.
» نوشته شده در ساعت 9:25 توسط
علی
» لینک
|