تبليغاتX
Loud Silence
...خاموشی گناه ماست

2008/11/14

اومدم شروع کنم. یعنی دوست دارم که شروع کنم. ولی میدونین٬ برام یکم سخت شده که بخوام بنویسم.

اومدم با شعر حافظ شروع کنم. فال گرفتم این اومد

راهیست راه عشق که هیچش استعاره نیست٬ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

هرگه که دل بعشق دهی خوش دمی بود٬ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

مارا زمنع عقل مترسان و می بیار٬ کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که مارا که میکشد٬ جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

اورا به چشم پاک توان دید چون هلال٬ هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست

فرصت شمار طریقه رندی که این نشان٬ چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

 

پ.ن: از یاسی ممنونم

پ.ن: نزدیک ۳ ماه پیش اینجا ۵ ساله شد

» نوشته شده در ساعت 11:23 توسط علی
» لینک |