تبليغاتX
Loud Silence
هویت

2009/9/1

گاهی احساس بی iهویتی میکنم. دقیقا هم نمیدونم چرا.

بیشتر اوقات وقتی بقیه از بچگیهاشون یا نوجوونیشون تعریف میکنن. وقتی میگن که مثلا فلان مجله رو میخوندن و یا فلان کارها رو میکردن و اینا برای همه شون یه تجربه مشترکه فقط با روایت های مختلف و اینکه من هیچ وقت هیچ شباهتی با اینا نداشته دوران کودکی و نوجوونیم.

من هیچ کیهان بچه ها نخوندم.حتی یک داستان از قصه های خوب برای بچه های خوب رو خودم نخوندم. چهل چراغ رو هیچ وقت با اشتیاق نخریدم. ابی رو با اشتیاق گوش نکردم. یکبار از مدرسه در نرفتم.

هرچی هم که فکر میکنم نمیبینم که بجای اینکارها چیکار میکردم

اینجوری میشه که فکر میکنم من بی هویتم. هویتم مثل بقیه شکل نگرفته.

گاهی هم احساس میکنم که هابی ندارم؛ یعنی چیزی ندارم که همیشه باهاش بتونم به حالت خوبی برسم. کاری ندارم که همیشه بتونم با انجام دادنش آروم بشم و البته بتونم همیشه انجامش بدم.

مدتهاست که ی پیاده روی شبانه نداشتم که بهم آرامش بده. مدتهاست که یه پیاده روی شبانه نداشتم. آخریش با داداشم بود، خیلی هم خوب بود.

پ.ن: دل تنگم

» نوشته شده در ساعت 22:18 توسط علی
» لینک |


2009/2/14

من همچنان زنده ام٬ کمی نمیتونم بنویسم٬ همین

» نوشته شده در ساعت 20:20 توسط علی
» لینک


...خاموشی گناه ماست

2008/11/14

اومدم شروع کنم. یعنی دوست دارم که شروع کنم. ولی میدونین٬ برام یکم سخت شده که بخوام بنویسم.

اومدم با شعر حافظ شروع کنم. فال گرفتم این اومد

راهیست راه عشق که هیچش استعاره نیست٬ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

هرگه که دل بعشق دهی خوش دمی بود٬ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

مارا زمنع عقل مترسان و می بیار٬ کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که مارا که میکشد٬ جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

اورا به چشم پاک توان دید چون هلال٬ هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست

فرصت شمار طریقه رندی که این نشان٬ چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

 

پ.ن: از یاسی ممنونم

پ.ن: نزدیک ۳ ماه پیش اینجا ۵ ساله شد

» نوشته شده در ساعت 11:23 توسط علی
» لینک |


کتاب برق

2008/7/28

کتاب مترو دیدین؟

به نظر من باید یه سری کتاب کوچیک تهیه و توضیع بشه به عنوان کتابهای برق که وقتی برق رفت ملت بگیرن دستشون بخونن تا حوصله شون سر نره.

اگر اینکار انجام بشه با این اوضاعی که من میبینم که مطئمنا 2 ساعت به سرانه ی مطالعه ی هر ایرانی اضافه میشه

» نوشته شده در ساعت 16:12 توسط علی
» لینک |


درست

2008/7/20

خواهش مندم٬ عاجزانه ملتمسم٬ در مورد چیزی که نوشتم کامنت بذارین.

پ.ن: در صورت رعایت نکردن قوانین عواقب بعدی در انتظار کامنت شما خواهد بود

» نوشته شده در ساعت 20:44 توسط علی
» لینک |


Get rid of Rafa

2008/6/29

ترجیح میدم از شر رفا خلاص بشم. خیلی با خودم کلنجار رفتم٬ تنها به یک دلیل هنوز اینجا پاینده ست.

پس در اولین قدم به سوی "خود شدن" از شر رفا خلاص میشم.

من علی هستم

» نوشته شده در ساعت 21:38 توسط علی
» لینک |


تاثیرات احمدی نژاد بر زندگی مردم

2008/6/4

مدیر گروه ما نمونه ی شامخی از تاثیرات احمدی نژاده

میاد سر کلاس میگه در یکی دو هفته ی آینده خبرهای خوشی بهتون میدم. بعد هم هرکاری میکنیم نمیگه که چیه. میگه سورپرازیش میره.

پ.ن: بترکی دکتر

» نوشته شده در ساعت 15:50 توسط علی
» لینک |


میشکنه

2008/6/2

میگن هرگلی خاری داره.

خب این اصلا به من مربوط نیست٬ من نوع جدید از کاکتوس به شمار میرم.

» نوشته شده در ساعت 15:5 توسط علی
» لینک |


و روزی دیگر در راه است

2008/4/24

The day after tommorrow

» نوشته شده در ساعت 11:44 توسط علی
» لینک |


عذر میطلبم

2008/1/5

نه که خیلی هم فعال بودم این چند وقته میخوام یک ماه آینده از فعالیتهای اینترنتی مقداری کم کنم تا بتونم به درس هام برسم.

خداییش چیز خاصی نیست درسهای این ترم ولی ترجیح میدم که بیشتر بخونم. مخصوصا با شرایطی که الآن دارم و مخصوصا با شرطی که الآن دارم و مخصوصا با شرایطی که شاید خواهم داشت.

کلا مثل اینکه این ۲ سال در این بازه ی زمانی خاص من دعا لازم میشم. امسال هم همینطور. دعا کنین برام. خبرای خوش دارم اگر درست بشه

عذر من را بپذیرید دوستان

شاید بتونم سر بزنم. اینجا عمر منه

» نوشته شده در ساعت 14:28 توسط علی
» لینک |